فوریت پزشکی یاسوج
پژوهشگران علوم پزشکی می گویند طبق مستندات پزشکی، درمان سکته مغزی باید در ساعات اولیه، بعد از اینکه علایم اولیه سکته شروع شد، انجام شود. اما افرادی که با علایم سکته از خواب بر می‌خیزند اغلب نمی‌توانند درمان شوند زیرا مشخص نیست چه موقعی این علایم شروع شده است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، نتایج یک مطالعه آماری نشان داده که از هر هفت مورد سکته مغزی تقریبا یک مورد یا حدود ۱۴ درصد از کل سکته‌های مغزی در خواب اتفاق می‌افتد و در نتیجه اقدامات درمانی به موقع را غیرممکن می‌سازد.

سکته مغزی یک فوریت پزشکی است که در صورت عدم تشخیص و درمان فوری می‌‌تواند باعث آسیب دائمی عصبی، ایجاد عوارض و مرگ شود.

سکته مغزی یک آسیب حاد مربوط به سیستم عصبی است که در آن ، جریان تامین کننده مواد مغذی و اکسیژن قسمتی از مغز قطع می شود. در نتیجه ، عملکرد عصبی ناحیه آسیب دیده مختل می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم تیر 1390ساعت 6:56 بعد از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 
پژوهشگران علوم پزشکی در  کشور استرالیا  کشف کردند گوجه پخته همان فواید داروی استاتین (statins ) را برای بیمارانی دارد که به کلسترول بالا و یا فشار خون بالا مبتلا هستند.  
   
 
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  این تحقیق نشان داد گوجه فرنگی می تواند جایگزین موثری برای استاتین باشد. استاتین ها طبقه ای از داروها هستند که معمولا برای کاهش کلسترول بالا و یا فشار خون بالا که هر دو منجر به بروز بیماری قلبی می شوند، تجویز می شوند.
گوجه فرنگی حاوی میزان زیادی آنتی اکسیدان قوی لیکوپن است. این ماده ، خطر بروز سکته قلبی و مغزی را کاهش می دهد.
آزمایش ها نشان داد پختن گوجه فرنگی میزان جذب لیکوپن آن را افزایش می دهد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم تیر 1390ساعت 6:55 بعد از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 
پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نوشیدن یک فنجان چای سیاه در روز موجب کوچک شدن واز بین رفتن سلول های سرطانی می شود و می تواند به کاهش خطر ابتلا به سرطان کمک کند.  

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، چای سیاه باعث جلوگیری از رشد سرطان میشود. مدتهاست که تصور میشود چای باعث پائین آمدن خطر بروز سرطان معده، کولون (بخشی از رودۀ بزرگ)، و سرطان پستان میشود؛ البته چنین ارتباطی هنوز ثابت نشده اما امروز مطالعات آزمایشگاهی مشخص کرده که چای سیاه میتواند باعث جلوگیری از رشد سرطان شود. محققان دانشگاه روتگرز نشان دادند که ترکیبی بنام TF-2 در چای سیاه باعث میشود سلولهای سرطان کولورکتوم (قسمتی از روده) دست به “خودکشی” بزنند ضمن اینکه این ترکیب تأثیری روی سلولهای سالم ندارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم تیر 1390ساعت 6:55 بعد از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 
پژوهشگران علوم پزشکی می گویند بیماری دیابت  سبب تشدید بیماری های پریودنتال (بیماری های مربوط به بافت های نگهدارنده دندان) می شود
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 2:12 بعد از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 
پژوهشگران علوم تغذیه در دانشگاه تگزاس ترکیبی را در انگور شناسایی کرده‌اند که خواص ضد سرطانی و آثار مفید دیگری برای بدن دارد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 2:11 بعد از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 

مسموميتها

ب - راههاي ورود سموم به بدن :

انواع سمها با توجه به حالتشان از راههاي مختلف وارد بدن مي شوند. بطور كلي راههاي  ورود سم به بدن عبارتند از :

1-      گوارشي      

2-      تنفسي      

3-       جذب پوستي       

4-       تزريقي

مسموميت ها ي گوارشي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 10:55 قبل از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 

در دنيا گونه هاي متعددي عقرب وجود دارد كه فقط تعداد اندكي از آنها براي انسان خطرناك هستند. بيش از نود درصد از عقرب گزيدگي ها در دست روي مي دهد و كودكان نيز بيشتر در معرض عقرب زدگي هستند.

توجه داشته باشيد بيشترين عقرب هاي سمي ايران در مناطق كويري نزديك كاشان زندگي مي كنند.نوع ديگر عقرب خطرناكي به نام گارديم در استان خوزستان وجود دارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 10:54 قبل از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 

جديدترين پروتكل احياء قلبي- ريوي توسط انجمن قلب آمريكا و انجمن احياء اروپا در سايت هاي رسمي اين دو مجمع علمي منتشر شد براي دستيابي به اين پروتكل به لينكهاي موجود در همين سايت مراجعه فرماييد.

  

www.americanheart.org

www.erc.edu

 

از مهمترين تغييرات اين دستورالعمل تغيير فرايند هميشگي ABC به CAB در احياء قلبي - روي پايه مي باشد كه باز هم اهميت گردش خون و برقراري آن را در يك احياء با كيفيت بالا نشان مي دهد.

 

 دانلود الگوریتم حمایت حیاتی پایه برای احیاگران حرفه ای

 

دانلود فیلم آموزشی Only Chest Compression CPR

 

دانلود فيلم آموزشي پروتكل سال ۲۰۱۰

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 10:38 قبل از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 
علایم شایع
معمولاً قبل از بروز تشنج ، کودک عفونت همراه با تب ۳۹ درجه یا بالاتر داشته است ، اما گاهی تشنج می تواند اولین علامت تب باشد.

علایم عبارتند از:
از دست دادن هوشیاری
پرش یا تکان خوردن بازوها، پاها، یا صورت که ۳-۲ دقیقه طول می کشد.
از دست دادن کنترل ادرار یا مدفوع (خیس کردن یا کثیف کردن )
حالت تحریک پذیری پس از به دست آوردن هوشیاری ، و به دنبال آن خواب به مدت چند ساعت........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 10:36 قبل از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 
با تشکر وبلاگ اورژانس 115مشهد  2 کلیپ آموزشی که توسط این عزیزان فراهم شده رو برای دانلود آماده کردند که من هم لینک اونا رو در اختیار شما قرار میدم

1- کلیپ اول بستن KED و خارج سازی مصدوم ترومای ستون فقرات از داخل خودرو

http://upload.118shayan.com/download.php?down=2486



http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/0/07/KED.jpg

2- کلیپ آموزشی اینتوباسیون داخل آمبولانس 

http://upload.118shayan.com/download.php?down=1851

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 10:31 قبل از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 
فشار خون بالا خصوصاً در افراد مسن بسیار شایع است.تقریباً در حدود یک نفر از هر چهار نفر از  فشار خون بالا رنج می برند. در بیماران جوانتر در مردان شایعتر است ولی در سنین بالاتر در زنان بیشتر از مردان دیده می شود. به طور کلی با افزایش سن خطر ابتلا افزایش می یابد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت 5:56 بعد از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 
مکمل‌های فلفل ممکن است در کاهش وزن بی‌تاثیر باشند.
پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج تحقیقات نشان می دهد ماده شیمیایی موجود در فلفل تند موسوم به «دی هیدروکاپسیات ـ ایس» ترکیب فوق‌العاده‌ای برای کنترل وزن است و می‌تواند به سوزاندن کالری در بدن کمک کند.......

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت 5:53 بعد از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 
پژوهشگران علوم تغذیه در دانشگاه تگزاس ترکیبی را در انگور شناسایی کرده‌اند که خواص ضد سرطانی و آثار مفید دیگری برای بدن دارد.

ابه گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  ین متخصصان درآزمایشات جدید خود دریافتند که این ترکیب موسوم به «رسویراترول» می‌تواند تاثیر سودمند نوعی هورمون چربی را در بدن افزایش دهد.................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت 5:51 بعد از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 
نان سفید برای تندرستی زیان آور نیست اما چربی های شکم را افزایش می دهد .

پژوهشگران دانشگاه تافتز (tufts) آمریکامی گویند نتایج تحقیقات آنان نشان می دهد اگر کسی بخواهد از چربی اضافی شکم خلاص شود نان های تیره و سبوس دار مصرف و از خوردن نان سفید دوری کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 11:15 قبل از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 

آکنه‌ (جوشهای‌ غرور) عبارت‌ است‌ از یک‌ بیماری‌ التهابی‌ مزمن‌ پپوست که‌ در دوران‌ نوجوانی‌ شایع‌ است‌، اما گاهی‌ بطور متناوب‌ در سراسر زندگی‌ رخ‌ می‌دهد. مشخصه‌ این‌ بیماری‌ عبارت‌ است‌ از بروز جوشهایی‌ روی‌ صورت ‌، قفسه سینه‌ و کمر. این‌ بیماری‌ در مردان‌ شایع‌تر از زنان‌ است‌............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 11:10 قبل از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 
ترویج کاندوم دربرگیرنده مجموعه مداخلاتی است که برای ترویج ، پذیرش شیوه ها و استراتژیهای هدفمند  ، بمنظور افزایش سطح مقبولیت ، دسترسی آسان و استفاده از کاندوم بکار می رود .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 11:7 قبل از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 
سونوگرافی، راهی جدید برای سترون کردن مردان
دانشمندان آمریکایی سرگرم آزمایش در این زمینه‌اند که آیا سونوگرافی می تواند جلوی تولید اسپرم توسط مردان را بگیرد............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 11:4 قبل از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 
 بر اساس نتایج یک تحقیق جدید افزایش بیش از حد آهن در بدن می تواند خطر پیشرفت بیماری آلزایمر را تشدید کند.

این تحقیق که از سوی پژوهشگران در استرالیا انجام گرفته همچنین نقش پیش ماده پروتئین بتا آمیلوئید (APP) را که عامل تشکیل پلاک ها در مغز مبتلایان به این بیماری است، نشان داده است.

در این تحقیق ...........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم آبان 1389ساعت 4:53 بعد از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 

بعنوان يك تكنسين پايه فوريتهاي پزشكي ،‌شما به صحنه هاي تصادف وسايل نقليه يا ساير موقعيت هايي كه در آنها بيماران متحمل آسيب هاي تهديد كننده حيات شده اند اعزام مي شويد .

براي مراقبت صحيح از چنين بيماراني ، شما بايد چگونگي وقوع تروما يا مكانيسم تروما را بدانيد . در يك تروما ،‌بدن با نيرو يا انرژي برخورد مي كند كه این نیرو ميتواند منجر به آسيب موقت ،‌آسيب دائمي يا حتي مرگ شود

همانطور كه مي دانيد قسمتهاي خاصي از بدن به تروما حساس تر مي باشند . مغز و طناب نخاعي بسيار آسيب پذيرمي باشند . خوشبختانه اين ارگانها توسط جمجمه و ستون مهره هاوچندين لايه بافت نرم محافظت مي شوند . چشم ها نيز براحتي آسيب مي بينند . حتي ضربه هاي جزئي به چشم ميتواند منجر به آسيب هاي عمده شود . استخوانها و چند ارگان ديگر بدن مقاومتر ميباشند . و ضربه هاي خفيف تر را بدون اينكه آسيبي ببينند تحمل مي كنند .

نتيجه كلي از اطلاعات فوق اين است كه شما مي توانيد با استفاده از مكانيسم تروما و ارزيابي سه فاكتور زير ،احتمال وجود آسيب هاي جدي را پيش بيني كنيد :

1- مقدار نيرويي كه به بدن وارد شده است .

2- مدت زماني كه بدن در معرض اين نيرو بوده است .

3- مناطقي از بدن كه در معرض اين نيرو بوده اند .

شما واژه هاي تروماي بسته (بلانت) و تروماي نافذ را زياد شنيده ايد .

در تروماي بلانت ،‌نيروي وارده در منطقه وسيعي از بدن پخش مي شود و پوست معمولاً‌سالم مي ماند و زخمي نمي شود

ولي ارگانها و بافتهاي زيرين ، در محل نيروي وارد شده ممكن است دچار آسيب شده باشند .

در تروماي نافذ ،‌ نيرو به منطقه كوچكي از بدن وارد مي شود .

و ميتواند پوست را سوراخ كرده و يك زخم باز با خطر عفونت بالا ايجاد كند

شدت آسيب بسته به خصوصيات عامل ايجاد كننده ، مقدار انرژي وارد شده و قسمتي از بدن كه در معرض قرار گرفته است دارد .

تصادفات وسايل نقليه

در تصادفات وسايل نقليه ، ميزان نيروي وارد شده به بدن مستقيما با سرعت وسيله نقليه مرتبط مي باشد . هر چه سرعت وسيله نقليه بيشتر باشد نيروي وارد شده به بيمار بيشتر است . بنابراين بايد مناطقي از بدن بيمار،ارزيابي شود كه احتمال آسيب آنها بيشتر است .

همچنين حين ارزيابي تا حدي ، مسائل زير را در نظر داشته باشيد :

موقعيت قرار گرفتن بيمار در وسيله نقليه ، استفاده از كمربند ايمني و اينكه هنگام تصادف ، بدن بيمار به كدام سمت منحرف شده است

شكل 6 8 : A : آسيب به اندامهاي تحتاني و لگن ميتواند هنگام برخورد ناگهاني زانو با داشبورد ايجاد شود .

B: آسيب به قفسه سينه و شكم ميتواند در اثر برخورد ناگهاني با فرمان وسيله نقليه ايجاد شود .

رانندگان در مقايسه با بقيه سرنشينان وسيله نقليه خطر بيشتري براي ابتلا به آسيب هاي جدي ، دارا مي باشند .

چون احتمال برخورد ناگهاني قفسه سينه ،‌ شكم يا سر راننده با چرخ فرمان وجود دارد . سرنشين صندلي جلو نيز ممكن است به علت برخورد ناگهاني با داشبورد دچار آسيب شود .

خطر‌آسيب هاي جدي ، همچنين به استفاده صحيح از كمر بند ايمني بستگي دارد . مجروحيني كه از كمربند استفاده نكرده اند ، براي تعدادي از آسيب ها در خطر بيشتري مي باشند ، ‌چون ممكن است به بيرون از وسيله نقليه پرتاب شوند . همچنان كه آنها حين تصادف به بالا و پائين مي افتند ممكن است با فرمان ،‌ داشبورد – شيشه ها ‌، ‌سقف ، بدنه و كف وسيله نقليه برخورد كنند و از آن بدتر ،‌ مجروحي كه كمر بند ايمني را نبسته است ، ممكن است از وسيله نقليه به بيرون پرتاب شود و خطر تروماي سر ، طناب نخاعي و حتي مرگ براي اين مجرو حان وجود دارد .

سقوط :

در سقوط ميزان نيروي وارد شده به بدن ،‌مستقيماً‌ با ارتفاع سقوط مرتبط مي باشد .

پيش بيني مناطقي از بدن كه در اثر سقوط دچار آسيب مي شوند بسيار مشكل است . سقوط از ارتفاع خيلي زياد ،‌ سقوط با انرژي زياد نام دارد و بيماران بايد به ترتيب زير بررسي شوند . هر بيماري كه از ارتفاع بيشتر از سه برابر قدش يا ارتفاع بيشتر از 5/4 تا 6 متري سقوط كرده است ، بايد در خطر ابتلا به آسيب هاي جدي در نظر گرفته شود . در كودكان سقوط از ارتفاع 2 تا 3 برابر قدشان يا تقريباً‌ بيشتر از 3 متر ، ‌بالقوه كشنده است .

اگر شرايط بيمار پايدار است ،‌شما بايد تلاش كنيد تا دقيقا اتفاقات حين سقوط را مشخص كنيد . همچنين اگر ممكن است شما بايد تعيين كنيدكه چرا و چگونه بيمار به زمين افتاده است . اين اطلاعات يا از خود بيمار يا اطرافيان به دست مي آيد و در پيش بيني مناطقي از بدن كه آسيب جدي تري ديده اند به شما كمك مي كند .

گلوله و زخم ناشي از آن :

تروماي نافذ اغلب نتيجه تروماهاي ناشي از گلوله مي باشد و ارزيابي اين زخم بسيار مشكل است چون شواهد خارجي بسياراندكي ازآسيب واقعي وجود دارد .

ميزان نيروي وارد شده به بدن از طريق يك گلوله ،‌ مستقيما وابسته به قطر اسلحه و فاصله محل شليك اسلحه تا بيمار مي باشد .

زخم هاي ناشي از اسلحه با قطر زياد ، يا تفنگ ، جزو ‌آسيبهاي با انرژي بالا محسوب مي شوند .در مقايسه ،‌نيرويي كه در آسيب هاي ناشي از چاقو به بيمار وارد مي شود ، اندك است ولي اين آسيب ها نيز ميتوانند كشنده باشند . پيش بيني مناطقي از بدن كه در تروماي نافذ آسيب مي بيند بسيار مشكل است . در زخمهاي ناشي از گلوله ، پيش بيني مناطق آسيب ديده ، با كشيدن يك خط فرضي بين محل ورود و خروج گلوله ممكن مي شود

به ياد داشته باشيد كه ، اگر چه گلوله ميتواند آسيب جدي به استخوانهاي متراكم و ارگانهاي بدن وارد كند ولي تعيين مسير دقيق گلوله غير ممكن است .

برخي گلوله ها طوري طراحي شده اند كه پس از ورود به بدن مي چرخند يا توقف مي كنند . در زخمهاي ناشي از چاقو ،‌ مناطقي از بدن كه آسيب ديده اند با نگاه به محل ورود و طول وسيله استفاده شده ، اگر در دسترس باشد ، مشخص مي شود به ياد داشته باشيد كه شما فقط ميتوانيد وسعت آسيب را تخمين بزنيد .

حمله يا هجوم ميتواند سلاح را پس از ورود به بدن ، به جلو و عقب حركت دهد و منجر به آسيب هاي بيشتري شود .

تعيين نوع بيماري :

شما به عنوان يك تكنسين پايه فوريت پزشكي با موارد متعددي از بيماران طبي مثل بيماران ترومايي برخورد خواهيد كرد . در بيماران ترومايي ،‌شما ارزيابي مكانيسم آسيب را بعنوان جزئي از ارزيابي صحنه حادثه انجام مي دهيد .

در بيماران طبي شما بايد نوع بيماري را ارزيابي كنيد . شباهت هايي بين مكانيسم آسيب و نوع بيماري وجود دارد .در هر دو مورد شما بايد دنبال اطلاعاتي باشيد كه چگونگي بروزحادثه رابه شما نشان مي دهد .

شما بايد تلاش كنيد تا نوع بيماري را مشخص كنيد منظور از مشخص كردن نوع بيماري ، پرسيدن شكايت اصلي بيمار[1] مي باشد .

شكايت اصلي بيمار همان مشكلي است كه بيمار به آن دليل با 115 تماس گرفته است .

براي تشخيص سريع تر نوع بيماري از بيمار و خانواده و اطرافيان در مورد مشكل بيمار بپرسيد و همزمان صحنه را بررسي كنيد تا راهنماهاي لازم براي يافتن مشكل را بيابيد .

شما ممكن است بسته هاي قرص خالي و مواد سمي كه اطراف بيمار وجود دارد ببينيد يا متوجه شرايط غير بهداشتي زندگي بيمار شويد .

شما بايد متوجه بوهاي غير معمول ، تند وبد در صحنه حادثه باشيد . مثل بوي بد رنگ آميزي تازه كه در يك اتاق بسته پيچيده باشد .

شما بايد متوجه صداي خش خش ، مثل صداي نشت از سيستم اكسيژن منزل باشيد .

هنگام شروع ارزيابي بيمار ،‌ ارزيابي هاي فوق از صحنه حادثه را به خاطر داشته باشيد .

تعيين تعداد بيماران :

بعنوان جز‌ئي از ارزيابي صحنه حادثه ،‌شما بايد تعداد صحيح كل بيماران را تعيين كنيد . تعيين تعداد بيماران براي تعيين نياز به نيروي كمكي نظير تيم HAZMAT يا تيم نجات ويژه براي شما ضروري مي باشد .

براي تعيين نياز به نیروی كمكی بیشتر سوالات زير را از خود بپرسيد ؟

- چند بيمار وجود دارد ؟

- وضعيت آنها چگونه است ؟

- چه كسي با اورژانس 115 تماس گرفته است ؟

- آيا صحنه جنايي است و نياز مي باشد مدارك موجود در صحنه حفظ شوند ؟

- آيا در صحنه حادثه احتمال به خطر افتادن امنيت شما و همكارتان وجود دارد ؟

زماني كه چند بيمار وجود دارد شمابايد بلافاصله براي درخواست كمك اضافي تماس بگيريد و سپس شروع به تقسيم بندي‌(‌ترياژ) بيماران كنيد

ترياژ روندي است كه در آن چگونگي وضعيت هريك از بيماران تعيين مي شود . به محض انجام ترياژشما بايد شروع به درمان حمايتي و انتقال بيماراني كنيد كه وضعيت آنها وخيم تر ميباشد .

يك تكنسين با تجربه بايد به انجام ترياژ ،‌ آگاهي كامل داشته باشد . اين كار در شرايطي كه بيماران متعددي وجود دارند به شما كمك خواهد كرد تا اقدامات حمايتي ، تقسيم نيروي كمكي و تجهيزات را به نحو موثر تري انجام دهيد .

اگر تعداد زيادي بيمار وجود دارد يا به تجهيزات بيشتري مورد نياز است طبق برنامه حوادث بزرگ عمل كنيد .

در چنين موقعيت هايي ،‌هميشه براي درخواست نيروي كمكي نظير ،‌ پليس ، آتش نشاني ،‌واحد امداد و نجات و تيم مراقبت هاي حمايتي پيشرفته[2] ‌يا هر واحد ديگري هر چه سريعتر تماس بگيريد .

تماس براي درخواست نيروي كمكي و حتي نيروهاي فوق العاده عالي هرگز كار اشتباهي نمي باشد . به ياد داشته باشيد که درخواست کمک اضافی حتما باید قبل از شروع مراقبت از بيمار باشد.

ارزيابي اوليه :

طي ارزيابي صحنه حادثه شمابايد بر اساس اطلاعات هنگام اعزام‌ ،‌ شرايط بيمار را به دقت بررسي كنيد و سوالاتي را در موردامن بودن صحنه حادثه بپرسيد . اين مراحل بسيار با اهميت مي باشند .

و مهم تر اينكه ، با روشن شدن پاسخ اين سوالات از امنيت خودتان مطمئن مي شويد ولي ارزيابي واقعي بيمار از هنگامي كه شما بر بالين بيمار حاضر مي شويد ، شروع مي شود .

ارزيابي اوليه تنها يك هدف بسيار مهم وحياتي دارد و آن تشخيص و درمان سريع خطرات تهديد كننده حيات مي باشد.

اطلاعاتي كه نشانه شرايط تهديد كننده حيات مي باشند ، به طرق مختلف به دست مي آيند : مثل وضعيت ظاهري بيمار و ‌شكايت اصلي بيمار ،‌مكانيسم آسيب در بيماري كه دچار تروما شده باشد .

از لحظه اي كه شما به صحنه و سپس به بيمار نزديك مي شويد يك حدس كلي راجع به وضعيت بيمار در ذهن شما شكل خواهد گرفت .

اين حدس كلي بر اساس ارزيابي فوري شما از محيط اطراف ،‌ علايم ونشانه هاي موجود ،‌مكانيسم آسيب در بيمار ترومايي و شكايت اصلي بيمار ميباشد .

در (جدول 2-8 ) اجزاي ارزيابي اوليه نام برده شده است .

جدول 2-8 ارزيابي اوليه

حدس كلي در مورد وضعيت بيمار

ارزيابي وضعيت هوشياري

ارزيابي راه هوايي

ارزيابي تنفس

ارزيابي گردش خون

تشخيص بيماراني كه انتقال سريع آنها در اولويت است .

حدس كلي در مورد وضعيت بيمار :

حدس كلي در مورد وضعيت بيمار بسيار مهم مي باشد . زيرا در تشخيص بيماراني كه انتقال آنها در اولويت مي باشد‌، تشخيص مكانيسم تروما (‌اگر بيمار ترومايي باشد ) ،‌ ارزيابي خطرات بالقوه تهديد كننده حيات و قضاوت در مورد صحت اطلاعاتي كه بيمار به شما مي دهد ،‌به شما كمك خواهد كرد .

هنگامي كه وارد صحنه مي شويد ‌،‌ به وضعيت بيمار توجه كنيد :

دقت كنيد كه بيمار آرام است يا حركت مي كند ،‌هوشياراست يابي هوش ،‌خونريزي دارديا نه ؟‌

مكانيسم آسيب يا نوع بيماري را مشخص كنيد .

به گفته هاي بيمار و اطرافيان گوش فرا دهيد . به بوهاي خاص تنفس بيمار كه نشانه وجود مواد سمي ، دود يا الكل مي باشد توجه كنيد .

هنگامي كه بر بالين بيمار حاضر شديد مي توانيد نبض، وجود درد و بدشكلي اندامهاي بيمار را بررسي كنيد .

اگر بيمار شما هوشيار است ،‌قبل از شروع به معاينه فيزيكي ،‌تا حدي كه ممكن است اطلاعاتي در مورد وضعيت ايجاد شده كسب كنيد . براي گرفتن اطلاعات از بيمار ، خود را معرفي كرده وبه او بگوييد يك تكنسين فوريتهاي پزشكي هستيد و براي كمك كردن به او آمده ايد . سپس سوالاتي در مورد سن ،‌ نژاد ،‌ جنس و شكايات اصلي بيمار بپرسيد و در تمام مدت ارزيابي ،‌ صحبت كردن و سوال كردن از بيمار را ادامه دهيد.

براي بدست آوردن يك حدس كلي در مورد وضعيت بيمار بايد سوالات زير رااز خود بپرسيد .

- آيا به نظر مي رسد كه بيمار وضعيت تهديد كننده حيات داشته باشد ؟ راهنماي اين سوال ،‌وجود اختلال هوشياري ، ‌تنفس واضحاً‌ مشكل ،‌خونريزي خارجي شديد ،‌و پوست بسيار رنگ پريده يا سيانوتيك در بيمار مي باشد .اگر به وجود شرايط تهديد كننده حيات شك كرديد هر چه سريعتر اقدامات حمايتي را انجام داده و بيمار را منتقل كنيد .

- آيا بيمار در اثر تروما دچار آسيب شده است ؟‌ اگر چنين است مكانيسم آسيب چگونه بوده است ؟‌ بر اساس مكانيسم آسيب ،‌ آيا انتظار داريد كه بيمار دچار آسيب جدي شده باشد ؟‌اگر چنين است خطر ناكترين آسيبهاي ممكن را در نظر گرفته و درمان آنها را شروع كنيد مانند بي حركت ساختن ستون مهره ها .

- آيا بيمار ارتباط برقرار ميكند و قادر به پاسخ دادن به سوالات مي باشد ؟‌ اگر قادر به پاسخ گويي نمي باشد شما نياز داريد ،‌ به مهارتهاي خود در معاينه فيزيكي و همچنين گفته هاي اطرافيان اطمينان كنيد

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 5:29 بعد از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 
برگرفته ازiranemt.wordpress.com

ایجا قصد ندارم بدیهیات را شرح دهم و وقت گرانبهای دوستان را بگیرم . فقط چند موردی را ذاکر می شوم که دارند روی وجدان سنگینی می کند  . همه می دانیم که خواب شبانه برای تجدید قوای جسمی و روانی چقدر مهم است تا آنجا که بعضی از محققین به هیچ وجه بیدار ماندن در ساعت هایی که به طور بیولوژیک در بدن برای خواب تنظیم شده اند را توصیه نمی کنند چه برسد به اینکه کار پر استرس و سنگین از نظر جسمی و روحی را انجام دهند که معمولا برخی از افراد در زمان کار روزانه از آن گریزانند .

و اما ظلمی که به ما می رود فراتر از اینهاست خوب عجله نکنید عرض خواهم کرد :

1_ افراد معمولا وقتی صبح از خواب بیدار می شوند سرشار از انرژی هستند و با خوردن صبحانه همراه با خانواده این انرژی چندین برابر می شود و افراد این انرژی را با خود به محل کار می برند ساعتهای کار روزانه 8 یا 12 ساعت ، سر و کله زدن با ارباب رجوع و یا سر و کار داشتن با دستگاههای دقیق و یا کار های ساده جسمانی این انرژی را به تدریج تحلیل می برد و فرد را برای خواب و استراحت شبانه اماده می سازد . اما ایجا تازه شروع مشکل تکنیسینهاست آنها هم مثل بقیه افراد 12 ساعت کار پر استرس را تجربه کرده اند و درست موقعی که قوای جسمی و روانی آنها تحلیل رفته و نیاز به استراحت دارند باید 12 ساعت دیکر به کار ادامه دهند 12 ساعتی که از ساعت 8 شب تا 8 فردا صبح است خودتان بقیه اش را بخوانید . . .

2- آن موضوع اول را جمع کنید با این دومی که آن اقای تکنیسین 115 که در بالا گفتیم می خواهد در شرایطی که برای استراحت امن نیست { یعنی دارای استرس برای اعلام ماموریت } بخوابد با آنهمه خستگی سر بر بالین گذاشته ، پلکش سنگین شده ، ضربان قلبش آمده پایین و پایین تر و REM و NREM که تازه بیسیم منطقه پیج می کند آنهم نه یک بار و دوبار مثلا از 12 شب تا 8 صبح تقریبا بین 3 تا 5 بار و هر بار توقع این است که زیر یک دقیقه بیدار بشوی بیایی داخل آمبولانس آدرس بگیری و اعزام شوی . وای . . .

و اما طبق تحقیات اخیر دانشمندان به این نتیجه رسیداند که بیدار شدن و خوابیدن های متوالی با عث مرگ سلول های مغزی ، مشکلات قلبی و عروقی ، مشکلات روانی مانند افسردگی و پیری زود رس خواهد شد و توصیه آنها به افرادی که در کار های امدادی مجبور به تحمل شیفت شب هستند کاهش زمان مدت شیفت های شبانه و نخوابید در طول آن و کاهش فاصله ها {اینتروال ها} بین دوره های کار و استراحت است .

و اما در اورژانس تهران بعد گذشت بیش از 35 سال هنوز شیفت های کار 24 ساعت کار و 48 ساعت استراحت و به این ترتیب تکنیسین های 115 240 ساعت در ماه کار می کنند یعنی 65 ساعت اضافه کاری اجباری ، یعنی مرگ تدریجی . . .

 حالا باید چه کار کرد :

آقای مسئول ، آقای دکتر  که همه اینها را بهتر از من و بیشتر تز من می دانید شما که خودتان ساعت 4 بعد ظهر تشریف می برید منزل کمی نمی گویم دوستان ، نمی گویم همکارن ، به فکر زیر دستانتان باشید ما هم انسانیم و مثل شما همسر و فرزند داریم . لطف کنید ما را زیر این بار عظیم تنها نگذارید نمی گویم شق القمر کنید فقط کافی است تشریف ببرید کمی این طرف و آنطرف یک سرکی بکشید و استاندارد ها و تحقیقات افرادی را که سالها تحقیق کرده اند و مثل ما حقیقت را قربانی مصلحت نکردند ببینید آنوقت بیایید ما را هم نجات دهید و برای خود باقیات الصالحاتی ببرید که بسیار ارزشمند تر از متاع و میز زودگذر است .

اما دوستان همکار شما هم کاری کنید در مقابل نا حقی و احمال کاری ساکت نباشید بی تفاوت نباشید و در مورد ساعت شیفت کاری ، تغییر و یا اصلاح آن اگر نظری دارید بنویسید و اگر لینکی از تحقیقات انجام شده در این مورد دارید بگذارید تا دیگران هم استفاده کنند همینطور دوستان دانشجو .         

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 12:41 بعد از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 
!!!!!!!!!!!!!!تکنسین های اورژانس بدبخت شدیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

میگید چرا؟

میگم براتونُ

اول اینکه بازار کارتون اشباع شده (خاک بر سرمون)

چون گوراگور دارن بهیار و راننده تو ۳ ماه و ۶ ماه تربیت میکنن میذارن جامون!

اورژانسم که فقط راننده میخواد برای نعش کشی!!!!!

پیام آوریمونم که معلق شده(ددم وای ددم)

زرت و زرتم دارن تکنسین هارو ۷-۱۰ میکنن دیگه چی؟

دارن جعبه جعبه فارغ التحصیل پرستاری و بیهوشی و اتاق عمل و بهیار و هلال احمری و .. استخدام میکنن...

تکنسین خانمم داره وارد بازار کار میشه....

دارن دانشکده فوریت تو تمام استان ها میزنن....

ادامه تحصیلم که نداریم...

گل تو سرمون با این نیمه متمرکز بودنمون...

دانشکده داره به چشم یه مشت اراذل به فوریت ها نگاه میکنه چون همیشه معترضند و شر و شور.

با بیمارستان مشکل داریم چون دانشگاه داره یه مشت دانشجوی کاردانی پرستاری تربیت می کنه به جای تکنسین اورژانس(جای فوریت پرستاری تو اورژانس بیمارستانه نه پیش بیمارستانی)

شیفتای اورژانس کمر شکن شده

شکایت تا دلتون بخاد زیاده حتی از لرزش امبولانس!!!!

تکنسین ها بی انگیزه اند نه خودشون کار میکنن نه میذارن ما کار کنیم..

یه مشت مفت خور زیر آب زن شدن مسئول دانشگاه و سیستم کاری..

ما که کنکور دادیم اومدیو دانشگاه تازه از اون تست ها هم جون سالم به در بردیم از بین ۱۵۰ نفر ۲۸ تا گزینش شدیم با بقیه که بدون کنکور اومدن شدیم یکی!!!!!!!

تو ماموریت نمیشه با پزشک بیمارستان و همراه و راننده های بیملاحظه و پلیس و همکار و مریض و مردم حاضر در صحنه و آتش نشانی و هلال احمر و .. درگیر نشد(باید تحت نظر مربی رزمی قرار بگیریم)

خط رو آمبولانس ۱۰۰ تومنی بیفته باید با این قوانین مزخرف بیمه تا قرون آخرشو بپردازیم!!

دیه بیمار بماند!

هم مکانیکیم هم پنچر گیر هم پرستار هم راننده هم پزشک هم نعش کش هم تکنسین بی هوشی و اتاق عمل (همه کاره و هیچ کاره!!!).

حقوقمون هم که نصف کاریه که می کنیم.

یه خبر خوش ماموریت بین شهریم پولش ماسیده!!!

پزشک مرکز  هم میگه :

خانم محترم یا آقای محترم -اینا که اومدن خونتون  (ما) ازشون راضیید؟ فلان کارو کردن؟نکردن؟ برو شکایت کن پدرشونو دربیار!!!!!!!!!

میخندی؟

دکتر روانپزشک مرکز میگه مشکل روانی پیدا کردی باید ۷-۱۰ بشی!!!!!مانیکی!

میاید با هم یه چماق بگیریم دست بریم وزارت بهداشت مخ ... رو دربیاریم؟

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 12:39 بعد از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 
دستگاه گوارشی با گرفتن غذا ، تخریب مکانیکی ، هضم و جذب و دفع موادی که هضم نشده‌اند انجام وظیفه می‌کند. مواد حاصل از گوارش از طریق گردش خون و لنف به بافتهای بدن حمل می‌شوند. در نهایت این مواد به درون سلولها رفته و در فعالیت آنها شرکت می‌کنند. دستگاه گوارش شامل اندامهای اصلی نظیر دهان ، مری ، روده‌ها و غدد ضمیمه می‌باشند. دهان اندام ورودی لوله گوارشی است.


img/daneshnameh_up/1/10/digestion-system3.jpg



انقباضات دیواره معده غذا را با آنزیمهای گوارشی و اسیدکلرهیدریک مخلوط می‌کند و آن را به توده نیمه مایعی تبدیل می‌کند این توده ابتدا به ناحیه ابتدایی روده کوچک یعنی دوازدهه وارد می‌شود که دارای آنزیمهای گوارشی لوزوالمعده است. ماده حاصله در روده کوچک جذب شده در کبد ذخیره شده تغییر حاصل می‌کند و سپس به درون دستگاه گردش خون جریان می‌یابد. باقیمانده مواد وارد روده بزرگ شده، آب آنها گرفته می‌شود و به صورت مدفوع از مخرج دفع می‌گردد.

اندامهای اصلی شامل دهان و لوله گوارش است.

دهان

نقش دهان در گوارش از یک سو تشخیص کیفیت غذا و از سوی دیگر گوارش آن است دهان بوسیله پوشش مطبق سنگفرشی کراتینه شده یا نیمه کراتینه آستر شده است. آستر مخاط و پوشش روی هم رفته مخاط نامیده می‌شود. مخاط بر روی زیر مخاط قرار دارد. زیر مخاط دارای غدد بزاقی و بافت پیوندی مانند آستر است. در دهان زبان و دندانها وجود دارند.

غدد بزاقی

غدد بزاقی بر حسب نوع ترشح به سه دسته تقسیم می‌شوند. سروزی ، موکوسی و مختلط. غدد بزاقی در بناگوش سروزی ، در زیر آرواره سروزی- موکوسی ، در زیر زبان موکوسی- سروزی و در زبان موکوسی هستند.

زبان

زبان دارای دستجات ماهیچه مخطط است که توسط مخاط پوشیده شده است. 3/2 بخش جلوی زبان جسم زبان و 3/1 عقبی آن ریشه زبان خوانده می‌شود. سطح پوششی (فوقانی) زبان دارای برجستگیهای مختلف است در سطح پشتی زبان جوانه‌های چشایی نیز وجود دارند. در ساختار جوانه چشایی چهار نوع سلول وجود دارد. همه جوانه‌های چشایی احساس شیرینی ، شوری ، تلخی و ترشی را تشخیص نمی‌دهند بلکه جوانه هر ناحیه از زبان حس خاص را درک می‌کند.



تصویر

دندان

ساختار بافتی دندانهای شیری (20 عدد) و دندانهای دایمی (32 عدد) مشابه است. هر دندان شامل تاج است که بیرون از لثه قرار دارد و یک تا سه ریشه دارد که درون حفره دندانی آواره بالا یا آرواره پایین جای می‌گیرد. سطح تاج دندان را ماده‌ای به نام مینا می‌پوشاند که سخت‌ترین ماده بدن است و بیش از 96 درصد آن را املاح آهکی و بقیه را یک پروتئین مخصوص تشکیل می‌دهد. در زیر مینا عاج دندان قرار دارد که در درون آن مغز قرار دارد که بافتهای زنده دندان در آنجا وجود دارند. سطح ریشه را ماده‌ای به نام ساروج می‌پوشاند. دندانهای انسان با نوع رژیم غذایی او متناسب شده‌اند.

حلق

حلق چهار راهی است که از جلو به دهان ، از بالا به حفرات بینی و از پایین به مری و نای راه دارد و از این‌رو لقمه غذا یا تکه‌ای از آن می‌تواند به سه راه دیگر راه یابد. ولی هنگام بلع در اثر عمل دقیق واکنشهای خودکار عصبی به بخشهایی به نام زبان کوچک و اپی‌گلوت به ترتیب راه بینی و نای و همچنین زبان راه دهان را مسدود می‌کند و در نتیجه لقمه غذا فقط به درون مری راه می‌یابد. بلع بوسیله یک مرکز عصبی در بصل‌النخاع تنظیم می‌شود.

مری

مری لوله‌ای به طول 25 سانتیمتر است. پوشش مری انسان مطبق سنگفرشی است. آستر مخاط شامل بافت پیوندی غربالی ، لنفوسیت و تعداد کمی فولیکول لنفاوی است. زیر مخاط دارای غدد لوله‌ای مخطط ، 3/1 میانی آن دارای ماهیچه مخطط و صاف و 3/1 بخش پایینی آن دارای ماهیچه صاف است.



تصویر

معده

معده هر دو عمل ذخیره و هضم غذا را انجام می‌دهد. سه نوع غده در معده یافت می‌شود. غدد طاق و تنه ، غدد کاردیا و غدد پیلور. غدد تنه دارای چهار نوع سلول‌اند که سلولهای اصلی آنزیم پپسینوژن ترشح می‌کنند و سلولهای حاشیه‌ای اسید کلریدریک ترشح می‌کنند و سلولهای موکوسی گردن موکوس ترشح می‌کنند. حرکات معده که در اثر انقباضات منظم و خودکار ماهیچه‌ای دیواره آن صورت می‌گیرد دو نتیجه دارد یکی مخلوط کردن غذا با شیره معده و دیگری حرکاتی که موجب تحویل غذا از معده به روده کوچک می‌شود.

روده کوچک

روده کوچک لوله‌ای است به طول چهار متر که بین معده و روده بزرگ قرار دارد. دارای سه بخش دوازدهه ، ژژونوم (روده ته) و ایلئوم (روده دراز) است. چهار لایه اصلی در روده کوچک وجود دارد و مخاط مهمترین لایه آن است. دیواره روده باریک دارای چین خوردگیهای فراوانی است و هر یک از چین خوردگیها نیز به نوبه خود دارای برجستگیهای متعددی به نام پرزهای روده است.

دیواره این پرزها به صورت برجستگیهای انگشتانه‌ای در سطح درونی روده دیده می‌شوند. نقش پرزها و چین خوردگیها افزایش سطح جذب است. روده کوچک چند عمل مهم دارد. گوارش غذاها را کامل می‌کند، فرآورده‌های گوارشی را برای ورود به خون و لنف جذب می‌کند. هورمونهایی به خون می‌ریزد که ترشحات لوزوالمعده ، صفرا و معده را تنظیم می‌کند. مقدار مایعات و املاحی را که از بدن دفع می‌شوند در کنترل دارد.



تصویر

روده بزرگ

چینهای حلقوی و پرز در روده بزرگ وجود ندارد کریپت وجود دارد و بسیار عمیق است. متوسط قطر آن حدود 6 سانتیمتر است اما در قسمتهای آخر باریکتر می‌شود طول آن 1.5 تا 1.8 متر است. 5 تا 8 سانتیمتر اول آن را روده کور می‌نامند. در روده بزرگ پرز و غده‌های ترشح کننده آنزیم وجود ندارد اما ترشح مخاط در دیواره داخلی آن صورت می‌گیرد. آخرین بخش روده بزرگ راست روده نام دارد.

آپاندیس

زایده این انگشتی شکل و شبیه کولون (روده بزرگ) است. دارای فضای درونی کوچک و فولیکول لنفاوی فراوان در آستر مخاط و زیر مخاط است. و طول آن 8 تا 10 سانترمتر بوده و فاقد پرز است. آپاندیس ممکن است عفونی شود و آپاندیسیت ایجاد کند.

لوزوالمعده

لوزوالمعده نوعی غده گوارشی است. جای آن در زیر و اندکی پشت معده است. سر پهن آن به طرف دوازدهه و نوکش متوجه طحال است. لوزوالمعده دو کار مهم انجام می‌دهد. تهیه و آزاد کردن آنزیمهای گوارشی و تهیه و آزاد کردن هورمونهایی که بر روی متابولیسم کربوهیدراتها اثر می‌گذارند. این دو عمل بوسیله دو ساختار بافتی مجزا در لوزوالمعده صورت می‌گیرد.

کبد

کبد بزرگترین غده بدن است وزن کبد 1.1 تا 1.6 کیلوگرم است. جای این عضو در بالا و طرف راست معده است و قسمتی از معده را هم می‌پوشاند. کبد دارای چهار قسمت یا لوب است. در زیر لوب بزرگ طرف راست ، کیسه صفرا که به شکل گلابی است قرار دارد.



تصویر

کیسه صفرا

سلولهای کبدی مواد لازم برای ساخته شدن صفرا را از خون می‌گیرد سپس صفرای ساخته شده به کیسه صفرا می‌رود و در آنجا ذخیره می‌شود. همراه با ورود غذا به روده باریک کیسه صفرا منقبض شده و مقداری صفرا از مجرایی که در انتها با مجرای لوزوالمعده مشترک است وارد دوازدهه می‌شود. مهمترین عمل صفرا کمک به هضم چربیهاست. عمل دیگر صفرا خنثی کردن حالت اسیدی شیره معده است.

جذب غذا

کلیه مواد غذایی که در اثر هضم شیمیایی به مواد ساده و قابل جذب تبدیل شده‌اند همچنین ویتامینها ، آب و نمکها که برای جذب نیازی به هضم شیمیایی ندارند از دیواره روده باریک جذب می‌شوند. هر پرز شامل یک لایه از سلولهای پوششی است که غذا بوسیله آنها جذب می‌شود. بلافاصله در زیر آن شبکه غنی از مویرگهای خونی وجود دارد که قندها ، اسیدهای آمینه آب و نمکها وارد این شبکه می‌شوند.

این شبکه مویرگی پس از جمع آوری مواد غذایی به یک سیاهرگ کوچک پرزی منتهی می‌شود. سیاهرگ پرزی به سیاهرگهای بزرگتر پیوسته و سرانجام وارد سیاهرگ باب می‌شوند. این سیاهرگ ابتدا به کبد رفته و مواد غذایی در کبد ذخیره و پس بر حسب نیاز وارد خون می‌شوند. در واقع کبد به منزله یک انبار و تنظیم کننده و پخش کننده مواد غذایی جذب شده است.
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 12:38 بعد از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 
lديابت نوعي بيماري است كه بطور مكرر باعث تغييرات وضعيت هوشياري بيمار به علت تغيير در سطح قند خون مي شود. lتعدادي ازبيماران ديابتي شناخته شده هستند وتعدادي از بيماران هنوز بيماريشان تشخيص داده نشده است . اغلب اولين تظاهر بيماري ديابت قندي ممكن است تغيير وضعيت هوشياري باشد. تغييروضيت هوشياري با سابقه نامشخص lتغيير سطح هوشياري نشانه واضحي از آسيب يا بيماري دربيمار است. lتغيير ازاختلال جهت يابي ساده تا كاملا بدون واكنش متغير است. lتغيير وضعيت هوشياري نشانه اين است كه دستگاه عصبي مركزي به دلايلي تحت تاثير قرار گرفته است lدلايل آن شامل :تروما،تغييردرميزان قندخون،كمبود اكسيژن ،مسموميت ها و ..... ارزيابي ومراقبت lبراي فهميدن دليل افت سطح هوشياري بيمار ارزيابي ازصحنه را شروع مي كنيم lيك نظر كلي به صحنه ممكن است ما را كمك كند، مثلا وجود نردبان يا چهارپايه نزديك بيمار احتمال آسيب بدليل سقوط را مطرح مي كند. اگر مكانيسم آسيب معلوم نيست، بايد به بيماريهاي طبي مشكوك شويد lدراين صورت دنبال مواردي كه ممكن به شما درپيدا كردن علت بيماري كمك كنند بگرديد ، مثل پوكه هاي خالي قرص، مواد شيميايي، لوازم استعمال مواد مخدر .... lداروهاي بيمار ممكن است اطلاعات مفيدي دراختيار شما بگذارد lممكن است درصحنه بيش ازيك بيمار كه دچار كاهش سطح هوشياري شده باشند، شما بايستي به انواع گازهاي خطرناك ياسموم خطرناك فكر كنيد. دراين شرايط بايستي اولويت اول كه حفاظت ازخودتان ميباشد، غفلت نكنيد ارزيابي اوليه lستون فقرات را درصورت احتمال آسيب ثابت و بي حركت كنيد. lتوجه ويژه به راه هوايي وتنفس بيمار داشته باشيد، تغييرات شديد در وضعيت هوشياري مي تواند باعث شود كه بيمار توانايي حفظ راه هوايي را از دست بدهد، فك وزبان شل شده وبه عقب افتاده وراه هوايي رامسدود نموده وباعث خفگي گردد. lهمه بيماران باتغيير وضعيت هوشياري بايد تحت درمان با اكسيژن قرار گيرند نشانه ها وعلايم lنشانه ها وعلايم همراه باافت سطح هوشياري بسته به علت آن متفاوت است، اگرهمراه باتروما باشد،شامل: lدفرميتي،له شدگي، بريدگي،سوراخ شدگي،سوختگي lحساسيت درلمس، تورم lتنفس غيرعادي lافزايش ويا كاهش سرعت ضربان قلب lمردمك هاي نامساوي lفشارخون بالا يا پايين lتغيير رنگ اطراف چشم lتغيير رنگ پشت گوش lنشانه وعلايم تغيير وضعيت هوشياري همراه بابيماري طبي lالگوي تنفسي غيرعادي lپوست خشك يا مرطوب lمردمك ها بسيارتنگ يا گشاد lگردن سفت lپارگي هاي زبان lفشار سيستوليك بالا وضربان قلب پايين lازدست دادن كنترل ادرار ومدفوع lگلوگز خون غير نرمال مراقبت هاي طبي اورژانس lدرصورت مشكوك بودن به تروما،ستون فقرات راثابت كنيد lراه هوايي بيمار را بازنگه داريد lترشحات،استفراغ ياخون راساكشن كنيد lراه هوايي را بامعاينه مكرر درون دهان وساكشن همه ترشحات،خون يا استفراغ مانيتور كنيد lاكسيژن درماني راآغاز كنيد. lبه بيمار وضعيت خوابيده به پهلو براي جلوگيري از آسپيراسيون داده شود lانتقال ارزيابي مداوم lبايستي بطور مداوم تغييرات وضعيت هوشياري ،راه هوايي ،تنفس وگردش خون راكنترل كرد.علايم حياتي را چك كرده وثبت نمود بيماريهايي كه باعث تغييردروضعيت هوشياري مي شوند lشوك lمصرف بيش ازحد موادمخدر lمسموميت lپس ازتشنج lعفونت lتروما به سر lهيپوكسي lمصرف الكل lسكته مغزي lديابت قند(گلوكز) lسه منبع عمده غذايي براي سلول هاي بدن وجود دارد: 1-كربوهيدراتها 2-چربي ها 3-پروتئين ها lكربوهيدرات ها منبع انرژي اوليه براي سلول ها هستند lسه منبع عمده كربوهيدرات ها شامل: lسوكروز (قند خوراكي) lلاكتوز (شير ولبنيات) lنشاسته (نان وسيب زميني) lبه اينها قندهاي مركب گفته مي شود. دربدن قندهاي مركب براي جذب شدن، شكسته شده وبه قندهاي ساده تبديل مي شوند، وازطريق دستگاه گوارش جذب خون مي گردند. lگلوكز، گالاكتوزوفروكتوز قندهاي ساده هستند. lبعد ازهضم كربوهيدراتها، تقريبا 80% به گلوكز تبديل مي شوند. l95%قند ساده وارد شده به بدن كه دراختيار سلول قرار مي گيرد گلوكز مي باشد.بنابراين گلوكز مهم ترين قند موجود دربدن مي باشد. lيكي ازمهمترين نقش هاي گلوكز عمل كردن به عنوان منبع اصلي سوخت سلول هاست. lحفظ سطح گلوكز دربدن براي عملكرد طبيعي سلول ها حياتي است. lبعضي از سلول هاي بدن قادربه استفاده ازچربي ها و پروتئين ها به عنوان منبع انرژي هستند، ولي سلول هاي مغزي فقط ازگلوكز به عنوان منبع تغذيه مي توانند استفاده كنند. پس سلول هاي باقي قسمت هاي بدن مي توانندبا استفاده ازمنابع ديگر انرژي به عملكردشان ادامه دهند،درحاليكه سلول هاي مغزي درمواقع محروميت ازگلوكز، دچار اختلال عملكرد شده وازكار مي افتند. lسلول هاي مغزي به كمبود گلوكز بسيار حساس هستند. وفورا تحت تاثير قرار مي گيرند. سلول هاي مغزي نمي توانند گلوكز بسازندونمي توانند براي بيش ازچند دقيقه گلوكز ذخيره كنند.به همين دليل درمدت كوتاهي دچار اختلال عملكرد سلولي مي شود. lشايعترين نشانه اختلال عملكرد سلول مغزي تغيير وضعيت هوشياري است. هرچه گلوكز كمترشود، وضعيت هوشياري بدترخواهد شد. lگلوكز مولكول بزرگي است، درهنگام حركت تمايل به جذب آب دارد. اگرمقدار زيادي گلوكز از غشاء عبور كند.مقدار زيادي آب بدنبال آن وارد سلول مي شود.( يكي از دلايل اصلي عدم تجويز گلوكز در بيماران دچار هد ترومايا سكته مغزي، اين موضوع مي باشد،زيراكه دادن گلوكز باعث تورم سلول هاي مغزي وادم مغزي مي گردد) هورمون هايي كه سطح گلوكز خون راكنترل مي كنند lانسولين و گلوكاگون lانسولين:درهنگام بالا رفتن سطح قند خون ترشح مي شود و سه عمل عمده دارد lحركت گلوكزبه درون سلول را افزايش مي دهد lباعث جذب گلوكز توسط كبدوتبديل آن به گليكوژن lكاهش سطح گلوكزخون lانسولين به گيرنده خاصي روي سلول مي چسبد، وباعث مي شود كانالي روي غشاء سلول باز شود. سپس نوعي پروتئين گلوكز را ازطريق كانال به درون سلول حمل مي كند. بنابراين انسولين حركت گلوكز را به درون سلول تسهيل مي كند. lاگر انسولين نباشد،گلوكز بدرون سلول ميرود ، ولي سرعت آن ده برابر كندتر است. lيكي از ارگان هايي كه نياز به انسولين براي كمك به حركت گلوكز به درون سلول ندارد، مغز است. گلوكز از سدخوني-مغزي به آساني عبور مي كند lگلوكاگون: متضاد انسولين عمل مي كند. وقتي سطح گلوكز خون پايين باشد، ترشح مي شود . بااثر روي كبد گليكوژن ذخيره شده دركبد را به گلوكز تبديل مي كند ، همچنين مواد كربوهيدراتي را به گلوكز تبديل مي كند lنقش عمده گلوكاگون دربدن بالا بردن وحفظ سطح گلوكز بدن است. وقتي سطح گلوكز به زير70 ميلي گرم در دسي ليتر كاهش يابد، گلوكاگون ترشح مي شود. l هورمون هاي ديگري مثل ادرنالين درتنظيم قند خون نقش دارند تنظيم گلوكز ومتابوليسم طبيعي lسطح قند خون افراد سالم كه به مدت 8تا12ساعت چيزي نخورده باشند، بين80 تا 90 ميلي گرم در دسي ليتر حفظ مي شود. با اين حال بين 70تا110 را حد نرمال در نظر مي گيرند. l بدليل حساسيت بسيار زياد مغز به تغييرات سطح گلوكز خون حفظ سطح گلوكز خون دراين محدوده ضروري است. همانطور كه در بالا اشاره شد انسولين وگلوكاكون سطح گلوكز خون راتنظيم مي كنند. lيك ساعت بعد ازخوردن غذا سطح گلوكز خون به120 تا 140 ميرسد. در اين موقع انسولين از لوزالمعده آزاد مي گردد. حركت گلوكز به درون سلولها - دوسوم3/2 گلوكز توسط كبد جذب شده وبه صورت گليگوژن ذخيره مي گردد. lمغز نيز هرچه گلوكز نياز دارد بدون كمك انسولين جذب مي كند. نتيجه اين فرآيند برداشت گلوكز ازخون ودر نتيجه كاهش سطح آن درخون مي باشد، كه باعث كاهش ترشح انسولين مي گردد. l باتوجه به نياز سلولها به گلوكز وتسهيل حركت آن بداخل سلول توسط انسولين درساعاتي بعد ازغذاخوردن باعث افت ميزان قـند خون به پايين تر ازنرمال شده درنتيجه لوزالمعده سطـح كاهش يافته قندخون را شناسايي كرده وبا ترشح گلوكاگون موجب شكسـته شدن گليكوژن به گلوكز شده و مواد كربوهيدراته رانيز به گلوكـز تبديل نموده تا سطح گلوكز خون به ميزان نرمال خود برگردد. lذخايرگليكوژن دركبد حداكثرتا 24 تا48 ساعت پاسخگو است، بعداز اين ممكن است گلوكز خون به شدت افت كند، از اين به بعد چربي ها وپروتئين ها با سرعت زياد براي انرژي مورد نياز بدن مورد استفاده قرار مي گيرند. ديابت قندي lنوعي بيماري است كه متابوليسم كربوهيدراتها، چربي ها، پروتئين ها در آن دچار اختلال مي شود. lمشكلي كه دراين بيماران ديده مي شود به دو دليل مي باشد يا كمبودترشح انسولين وجود دارد يا ناتواني درگيرنده سلولي انسولين ، كه درهر دوحالت اجازه ورود گلوكز به سلول بطور نرمال داده نمي شود. lدرصورت كمبود انسولين درخون ، سلول ها گلوكز را با سرعت بسيار كمي جذب مي كنند. lدربعضي از بيماران انسولين به مقدار كافي ترشح مي شود، اما نوعي نقص درمحل گيرنده سلولي وجود كه قادر به شناسايي واتصال به انسولين نيست. lهردو اين موارد باعث كاهش جذب گلوكز سلولي و در نتيجه تجمع گلوكز درخون وبالارفتن قند خون مي گردند. lدراين بيماري سلول هاي مغزي مشكلي از نظر جذب گلوكز ندارند ولي بقيه سلول ها دچاركمبود منبع انرژي مي شوند. lدربيمار دچار ديابت قندي به علت كمبود انسولين يا اختلال درگيرنده ، سطح گلوكز خون بطور غيرعادي بالا رفته است، كه به آن هيپرگليسمي گفته مي شود. lوقتي سطح گلوكز خون تا حدود 185 ميلي گرم در دسي ليتر مي رسد،كليه ها نمي توانند مقدار بالاي گلوكز را بازجذب نمايند وشروع به دفع آن داخل ادرار مي كنند. lگلوكز مولكول بزرگي است وآب را به سوي خود مي كشد، پس هنگاميكه مقادير بيشتر ازحدي كه قابل جذب است، به داخل ادرار دفع مي شود ، مقدار قابل توجهي آب را باخود دفع مي كند.كه منجربه از دست دادن آب بدن ودهيدراسيون مي گردد. lبدليل ازدست دادن بيش ازحد طبيعي آب بدن ، بيماران دچار تشنگي وپرنوشي (پلي ديپسيpoly dipsia) وتكرر ادرار(پلي اوريpoly uria) شده واز آن شاكي ميباشند. همچنين بيماران معمولا احساس گرسنگي مي كنند.(پلي فاژيpolyphagia) 3p lديابت قندي بيماريي است با دو الگوي متفاوت شروع مي شود.ممكن است بيماري درسنين كودكي يا بالاتر كه غالبا در سنين ميانسالي است ،تظاهر كند. دو نوع ديابت I وII مواردي است درحين كار با آن مواجه مي شويم. lديابت نوع يك تحت عنوان ديابت قندي وابسته به انسولين (IDDM) شناخته مي شود، زيرا اين بيماران براي تنظيم سطوح گلوكز خون نياز به تزريق انسولين دارند. لوزالمعده اين بيماران انسولين ترشح نمي كند. اين بيماران معمولا در سنين پايين هستند، معمولا كمتر از40سال سن دارند. اوج سني اين نوع ديابت 10 تا 14 سال است. بيماران بدليل از دست دادن وزن لاغر مي باشند، سطح گلوكز خون درصورت عدم درمان به شدت بالاست. lدرديابت تيپ يك((Iپلي ديپسي، پلي اوري وپلي فاژي ديده مي شود. lبدليل اختلال درتنظيم قند خون اين افراد مستعد نوعي هيپرگليسمي به نام كتواسيدوز ديابتي هستند.ِ(DKA) lديابت نوع دو: به صورت غير وابسته به انسولين مطرح مي گردد.(NIDDM) اين ها معمولا انسولين تزريق نمي كنند lبايد با رژيم غذايي مناسب و ورزش وهمچنين داروهاي خوراكي نسبت به كنترل بيماري خود اقدام نمايند. lبيماران معمولا ميانسال يا مسن هستند، معمولا اضافه وزن دارند، ودرصورت عدم درمان دچار هيپرگليسمي مي شوند كه به نام هيپر گليسمي هيپراسمولارغيركتونيك خوانده مي شود. هيپوگليسمي علل هيپوگليسمي lبعداز تزريق انسولين وعدم تغذيه بيمار ويا به نسبت غذاي خورده شده ، انسولين زيادي مصرف كرده باشد، باعث مي شود سلول هاي بدن قسمت اعظم گلوكز را از خون جذب كنند و مقدار بسيار كمي را براي مغز باقي بگذارند. وباعث صدمه به سلول هاي مغز مي شود lهرچه سلول هاي مغزي بيشتر وبيشتر از گلوكز بي بهره مي شوند، وضعيت هوشياري بدتر مي شود. lبسياري از علايم ونشانه هاي هيپوگليسمي بدليل آزاد شدن اپي نفرين مي باشد. هرچه سطح گلوكز خون افت مي كند ، اپي نفرين بيشتري ترشح مي شود. lاثر اپي نفرين، ازكار افتادن ترشح انسولين وتحريك ترشح گلوكاگون است، كه نتيجه آن تجزيه گليكوژن وكربوهيدراتها به گلوكزاست. lشروع نشانه ها وعلايم هيپوگليسمي كه ناشي از اختلال عملكرد مغز هستند، در اغلب بيماران بسيار سريع، ازچند دقيقه تا 20 دقيقه است. كه ناشي از كاهش عملكرد مغزي وترشح اپي نفرين مرتبط با كمبود گلوكز است. نشانه ها وعلايم ناشي از آزاد شدن اپي نفرين lتعريق lترمور lضعف lگرسنگي lتاكيكاردي lپوست رنگ پريده وسرد lاحساس گرما نشانه ها وعلايم ناشي از اختلال عملكرد سلول مغزي lگيجي lخواب آلودگي lاختلال درجهت يابي lبدون واكنش بودن به تحريكات lتشنج lعلايم شبيه به سكته مغزي شامل فلج يك طرف بدن lبيمار دچار هيپوگليسمي ممكن رفتار عجيب غريب يا خشونت آميز ازخود بروز دهد، كه با بيماران اختلال رواني يا سوءمصرف مواد اشتباه شود. lبدليل اهميت شناسايي هيپوگليسمي ، درصورتيكه اشتباهي اتفاق بيفتد، و درصورت عدم درمان سريع مي تواند كشنده باشد. lموارد متعددي ازمرگ بيماران به علت تفسير اشتباه نشانه ها وعلايم هيپوگليسمي وجود دارد lيك فرد بيمار ممكن است باگلوكز خون 45 ميلي گرم در دسي ليتر كاملا بدون واكنش به تحريكات باشد، درحاليكه فرد ديگري با همان سطح گلوكز هنوز واكنش داشته باشد ،اما دچار گيجي باشد. lهربيماري كه با تغيير وضعيت هوشياري ، رفتار عجيب و غريب، خشونت ويا ظاهر مست تظاهر پيدا كند، حتي اگر بوي الكل از تنفس او استشمام شود ،بايستي از نظر هيپوگليسمي احتمالي ارزيابي گردد. lالكل توانايي بدن براي تبديل موادغيركربوهيدراتي ديگر به گلوكز را درطي هيپوگليسمي مهار مي كند، باعث كاهش سريعتر سطح گلوكزخون مي شود. مراقبت هاي طبي اورژانسي lدربيماردچار هيپوگليسمي ،بسيارمهم است، كه براي افزايش سطح گلوكز خون هرچه سريعتر جهت جلوگيري از مرگ سلول هاي مغزي به بيمار گلوكز داده شود. lدرمان براساس وضعيت هوشياري بيمار است. اگربيمارواكنش به تحريكات ندارد،قادربه بلعيدن نيست، يا قادربه اطاعت ازدستورات نيست: lبرقراري راه هوايي باز lاكسيژن از راه ماسك يكرفه 15ليتر دردقيقه lاگرتنفس ناكافي است،تهويه بافشارمثبت را فراهم كنيد lبراي احياء پيشرفته آماده باشيد lسطح گلوكز خون را ارزيابي lدادن گلوكز تزريقي اگربيمار واكنش به تحريكات دارد،قادر به بلعيدن است،وازدستورات اطاعت مي كند lازبازبودن راه هوايي اطمينان حاصل كنيد. lسطح گلوكز خون را ارزيابي كنيد lگلوكز خوراكي به بيمار بدهيد هيپرگليسمي lسطح گلوكز بالاي خون lكتو اسيدوز ديابتي وسندرم هيپرگليسمي هيپر اسمولار غيركتوني lسطح گلوكز خون شديدا افزايش يافته است، انسولين كاهش يافته است وضعيت هيپرگليسمي : كتواسيدوز ديابتي نشانه ها وعلايم كتواسيدوز ديابتي مراقبت هاي طبي اورژانسي lانتظار تشخيص وضعيت هاي هيپوگليسمي وهيپرگليسمي نمي رود، اگرچه علايم ونشانه هاي آنها متفاوت مي باشد. lبيمار معمولا سابقه ديابت قندي را دارد، واستفاده از گلوكومتر اطلاعات ارزشمندي درمورد سطح گلوكز خون دراختيار ما مي گذارد. lدربيمار دچار كتواسيدوز ديابتي، مراقبت هاي طبي پيش بيمارستاني شامل موارد زير مي باشد: lيك راه هوايي بازبرقرار واز آن نگهداري كنيد lاكسيژن باماسك يكطرفه 15ليتر دردقيقه lاگرتنفس ناكافي است، تهويه بافشارمثبت lبا اطلاع پزشك قند خون اندازه گيري شود lبراي دستورات بيشترباپزشك مركز تماس بگيريد lتوجه داشته باشيد كه گلوكز خوراكي بايد درهر بيماري كه سابقه ديابت دارد وبا تغيير وضعيت هوشياري تظاهر مي يابد،چه بيمار دچار هيپوگليسمي چه هيپرگليسمي ، تجويز شود. سندرم هيپرگليسمي هيپراسمولار غيركتونيك l يك عارضه خطرناك ديابت نوع دو است ،كه سطح گلوكز خون شديدا افزايش مي يابد. گلوكز خون معمولا به600 تا1200 ميلي گرم در دسي ليتر مي رسد. بالا بودن گلوكز خون باعث دفع آن بداخل ادرار شده و همراه با دفع مقادير زيادي آب وبيمار دچار دهيدارسيون مي شود. lدراين بيماران هنوز لوزالمعده قادر به ترشح انسولين بوده وبه همين دليل اجازه توليد اجسام كتوني را نمي دهد. lدراين بيماري به علت سطح بالاي گلوكز ودفع مقادير بالاي آب به شدت دهيدراته هستند. lتغييروضعيت هوشياري بيمار به علت دهيدراسيون بافت مغزي است نه بخاطر كمبود گلوكز lيك حمله هيپرگليسمي هيپر اسمولار غيركتونيك ممكن است اولين نشانه ديابتي بودن بيمار باشد. lاين وضعيت دربيماران ديابتي نوع IIكه مسن هستند، شايعتر است. ممكن است با تروما،سوختگي، دياليز، موادمخدر،حمله قلبي، سكته مغزي تسريع گردد. lاين سندرم باميزان مرگ وميرنسبتا بالايي همراه است. نشانه ها وعلايم lتاكيكاردي تب دهيدراسيون lتشنگي سرگيجه تورگور پوستي ضعيف lتغيير وضعيت هوشياري گيجي ضعف lمخاط دهان خشك پوست گرم وخشك lپلي اوري تهوع واستفراغ مراقبت هاي طبي اورژانس lيك راه هوايي باز برقرار ونگهداري كنيد lاكسيژن 15 ليتر دردقيقه با ماسك يكطرفه lدرصورت ناكافي بودن تنفس ،تهويه بافشارمثبت را فراهم كنيد lسطح گلوكز خون راتعيين كنيد lمشورت باپزشك اورژانس lدرصورت توانايي بلع استفاده ازگلوكز خون سيستم اندوكرين lهشت غده اصلي درسيستم اندوكرين وجود دارد lهيپوتالاموس lغده هيپوفيز lغده تيروئيد lغده پاراتيروئيد lتيموس lغده پانكراس lغده آدرنال lگنادها
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 12:36 بعد از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 

 

دستگاه قلبي ـ عروقي وظيفه انتقال خون را به سراسر بدن بر عهده دارد و اكسيژن و مواد غذايي را به بافت هاي بدن حمل مي كند و مواد زايد را از آنها مي گيرد. قلب يك عضو توخالي و عضلاني است كه تقريباً در هر دقيقه يك بار و در مواقع ورزش با سرعت بيشتر، همه خون بدن تقريبا (ً5 ‌ليتر )را به سراسر بدن پمپ مـي كند. خون در داخل شبكه اي از رگ ها كه به تـمام قسمت هاي بدن مي رسد جريان

 1bgvxxzzbxzcbzbxcvb.jpg
سرخرگ ها و سياهرگ ها
سرخرگ ها، ديواره اي ضخيم، عضلاني و كشسان دارند تا بتوانند در برابر فشار بالاي خوني كــه از قلب به بيرون پمپ مي شود، مقـاومت كنند. سياهرگ ها، خون را بـه قلب باز مي گردانند. آنهـا ديواره اي نازك تر دارند كه به راحتي كشيده مي شود و به آنها اجازه مي دهد كه گشاد شود و در زمان استراحت بدن، مقدار زيادي خون را در خود نگه دارند. سطح داخلي بسياري از سياهرگ ها، چين هايي دارد كه به عنوان دريچه هاي يك طرف عمل مي كنند و مانع از عبور خون در مسير نادرست مي شوند.
 2fgdfghdfgdfgdfhgdfghhddfh.jpg
 
ساختار قلب
قلب، يك پمپ دوگانه است كه عمدتاً از عضلاتي به نام ميوكارد تشكيل شده است. در هر طرف، خون از طريق سياهرگ ها وارد يك حفره بالايي (دهليز) و سپس وارد يك حفره پاييني (بطن) مي شود كه خون را به درون سرخرگ ها پمپ مي كند. جريان خون در اين حفره ها به وسيله دريچه هايي يك طرفه هدايت مي شود. سمت راست قلب خون را به درون سرخرگ هاي ريوي و در نتيجه ريه ها و سمت چپ قلب خون را به آئورت و سراسر بدن پمپ مي كند.
 
 3hgdfgdcvcbncvbvbnbncbbcvncbnbc.jpg
گردش خون
قلب، خون را به داخل2 ‌مدار متصل پمپ مي كند: گردش خون ريوي و گردش خون عمومي. مدار ريوي، خون بدون اكسيژن را به ريه مي برد كه در آنجا از طريق يك شبكه مويرگي، اكسيژن جذب و دي اكسيد كربن (يك گاز دفعي) آزاد مي شود؛ سپس خون اكسيژن دار شده به قلب برمي گردد. جريان عمومي، خون اكسيژن دار را به بافت هاي بدن مي برد كه در آنجا از طريق جدار مويرگ ها، اكسيژن و موادغذايي آزاد مي شود، دي اكسيد كربن و ساير محصولات دفعي از بافت وارد خون مي شوند و خون بدون اكسيژن به قلب باز مي گردد.

4hgdfdfgddngvbvbbvbnvbcbcv.jpg

8747rgtrygthrty1.jpg

cdbnlw3itgu3uwjvbiljbk.gif

getimageuiyuit76567.jpg

heart2aerfetgegtr.jpg

zwfgrtgtrnhujytmnmkum.gif

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 11:1 قبل از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 

سنكوپ(غش)‏

 

 

از دست رفتن كامل ولی موقت هوشیاری سنكوپ نام دارد. فرد دچار سنكوپ به صورت ‏ناگهانی هوشیاری خود را از دست داده و به زمین می افتد. مدت زمان سنكوپ از چند ‏ثانیه تا چند دقیقه است و بیمار به صورت خود به خود هوشیاری خود را به صورت كامل ‏به دست می آورد. ممكن است قبل از ایجاد سنكوپ فرد دچار احساس سرگیجه، تعریق ‏سرد و یا تهوع و استفراغ كند و یا كاملاً ناگهانی و بدون هیچ احساس قبلی سنكوپ رخ ‏دهد. بعد از به دست آوردن هوشیاری فرد معمولا كاملاً سرحال و بدون علائم است (مگر ‏در صورت ایجاد ضربه و آسیب بر اثر زمین خوردن).‏

 

 

علیرغم اینكه سنكوپ برای فرد یك اتفاق عجیب و ترسناك است ولی در واقع حدود ‏یك سوم افراد در طول زندگی خود حداقل یك بار دچار غش می شوند و 6-3 درصد از ‏مراجعات به بیمارستان بعلت سنكوپ می باشد. نكته مهم این است كه سنكوپ یك ‏بیماری نیست بلكه یك نشانه است و تشخیص دقیق بیماری منجر به سنكوپ اهمیت ‏دارد. اگرچه در اغلب موارد سنكوپ ناشی از علل غیر قلبی و خوش خیم است با این ‏حال در برخی موارد به علت بیماری قلبی بوده و در این موارد ممكن است آریتمی های ‏بدخیم قلبی زمینه ساز سنكوپ بوده و پیش آگهی كننده احتمال مرگ ناگهانی قلبی باشد. ‏نكته دیگر افتراق مواردی همچون تشنج و یا مسائل روانی از سنكوپ می باشد كه با شرح ‏حال دقیق بعمل آمده توسط پزشك به راحتی قابل انجام است.‏

 

 

سنكوپ غیر قلبی

این نوع سنكوپ خوش خیم بوده و معمولاً در افراد جوان و سالم دیده می شود. انواع ‏متفاوتی از بیماری های منجر به سنكوپ غیر قلبی وجود دارند كه اغلب خطر عمده ای ‏برای سلامتی فرد محسوب نمی شوند (مگر در صورت آسیب به هنگام زمین خوردن). ‏شایع ترین سنكوپ غیر قلبی كه به صورت شایع در افراد جوان دیده می شود، اصطلاحاً ‏سنكوپ وازوواگال نام دارد. در مبتلایان به این نوع سنكوپ ایستادن طولانی، استرس ها ‏و هیجانات روانی و گاهاً محرك هایی از قبیل دیدن خون، ادرار كردن و یا اجابت مزاج ‏به صورت متناقض باعث كاهش ضربان قلب و افت فشار خون و در نتیجه سنكوپ می ‏شود. تشخیص این نوع سنكوپ با تست ‏tilt‏ انجام می شود.‏

‏ در صورتی كه تكرار حملات كم باشد معمولاً نیاز به درمان خاصی به غیر از توصیه به ‏پرهیز از عوامل ایجاد كننده نیست. در مواردی كه حملات مكرر وجود دارد، ممكن است ‏نیاز به درمان دارویی و استفاده از جورابهای واریس باشد. در موارد نادر كه علائم شدید و ‏مقاوم وجود داشته باشد ممكن است بر اساس نظر پزشك نیاز به تعبیه پیس میكر باشد. ‏

 

یكی از علل شایع سنكوپ در سالمندان ، افراد دیابتی و مبتلایان به فشار خون كه تحت ‏درمان دارویی می باشند، افت فشار خون وضعیتی (اصطلاحاً ارتواستاتیك) است. ایستادن ‏ناگهانی از وضعیت نشسته یا خوابیده در این افراد به علت اختلال اعصاب اتونوم و تجمع ‏خون در اندام تحتانی منجر به افت فشار خون و گاهاً سنكوپ می شود. پرهیز از تغییر ‏وضعیت به صورت ناگهانی و یا در صورت لزوم قطع برخی داروها معمولا در رفع این ‏نوع سنكوپ كافی است. ‏

 

یكی دیگر از علل سنكوپ مخصوصاً در سالمندان سندرم كاروتید حساس می باشد. شبكه ‏عصبی موجود در سرخرگ كاروتید (واقع در زیر زاویه فك) در این بیماران به فشار ‏حساس بوده و ایجاد فشار مختصر در این ناحیه (با چرخاندن سر یا بستن كراوات یا یقه ‏محكم) منجر به تحریك عصبی و افت فشار خون و كاهش ضربان قلب شده و سنكوپ ‏ایجاد می شود. تشخیص این بیماری به راحتی توسط ماساژ كاروتید توسط پزشك و ‏مونیتورینگ هم زمان نوار قلبی و فشارخون انجام می شود. پرهیز از عوامل ایجاد كننده ‏لازم است با این حال در بسیاری از موارد برای پیشگیری از بروز حملات سنكوپ نیاز ‏به تعبیه پیس میكر می باشد. ‏

 

 

سنكوپ قلبی

مبتلایان به این نوع از سنكوپ در معرض عوارض خطرناك و به ویژه مرگ ناگهانی می ‏باشند. سنكوپ قلبی عمدتاً ناشی از آریتمی های قلبی است. گاهاً كندی ضربان قلب  ‏‏(برادیكاردی) در موارد شدید منجر به حملات سنكوپ می شود. در این موارد تعبیه پیس ‏میكر كافی بوده و نیاز به درمان دیگری نیست.‏

 

 

‏ تاكی كاردی بطنی، علت بدخیم تری برای سنكوپ می باشد. در صورتی كه تاكی كاردی ‏های بدخیم قلبی به صورت موقت و گذرا در فرد ایجاد شوند، سنكوپ ایجاد شده و با ‏قطع آریتمی فرد هوشیاری خود را بدست می آورد . با این حال ممكن است این آریتمی ‏ها طول كشیده و با ایجاد ریتم لرزشی بطنی ‏VF‏ به صورت خود به خود غیر قابل ‏برگشت نبوده و در صورت عدم درمان فوری(كاردیوورژن) منجر به مرگ می شود. ‏

مهمترین علائمی كه احتمال سنكوپ قلبی را مطرح می كنند شامل موارد زیر است:‏

‏1- سابقه بیماری سرخرگی قلبی و یا علائم آن به صورت درد قفسه سینه (آنژین) و یا ‏سابقه حمله های قلبی

‏2- وجود نارسایی قلبی كه توسط اكوكاردیوگرافی قابل تشخیص است. ‏

‏3- الكتروگرام قلبی غیر طبیعی كه توسط آن می توان به بیماری سرخرگی قلبی، ‏برادیكاردی، هیپرتروفی قلب و سایر بیماریهای آریتمی زا  از قبیل سندرم ‏QT‏ طولانی، ‏بروگادا و بطن راست آریتمی زا پی برد. ‏

‏4- سابقه خانوادگی مرگ ناگهانی در اقوام نزدیك‏

‏5- تشخیص آریتمی قلبی در هنگام ثبت هولتر‏

در صورتی كه تاكی كاردی های وخیم قلبی بعنوان علت سنكوپ شناخته شوند تنها ‏درمان مؤثر برای بیماران مبتلا تعبیه دفیبریلاتور قلبی‎(ICD)‎‏ می باشد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 10:59 قبل از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 

یك روش تشخیصی تهاجمی برای بررسی عروق كرونر و تعیین میزان انسداد عروقی ‏می باشد .جهت انجام آنژیوگرافی، بیمار در بیمارستان مجهز بستری شده و پس از ‏آزمایشات به عمل آمده و حداقل 6 ساعت ناشتا بودن به بخش آنژیوگرافی منتقل می ‏شود . پس از استریل كردن ناحیه كشاله ران ، پوشش مناسب بر روی بیمار گذاشته ‏شده و بیمار به صورت بی حركت بر روی تخت مجهز به دستگاه فلوروسكوپی ‏‏(تصویربرداری با اشعه ‏X‏) دراز می كشد .سرخرگ فمورال در ناحیه كشاله ران پس از ‏بی حسی موضعی سوراخ شده و یك ابزار لوله ای با قطر باریك (شیت) در سرخرگ ‏قرار داده می شود .‏

 

‏ كاتترهای تشخیصی (به طول 50 سانتیمتر) از مجرای این ابزار وارد سرخرگ شده و ‏با راهنمایی از فلوروسكوپی به داخل سرخرگ های كرونر هدایت می شوند . پس از ‏ورود كاتتر به داخل سرخرگ كرونر، تزریق ماده حاجب از طریق آن انجام شده و ‏تصویربرداری همزمان با اشعه ‏X‏ انجام می شود . به این صورت تصویر سرخرگ ‏كرونر و اختلالات آن بر روی مونیتور نمایش داده شده و ثبت می شود. تزریق ماده ‏حاجب و تصویربرداری به تعداد مورد نیاز تكرار شده و پس از خاتمه كار ، ابزار لوله ‏ای(شیت) از پای بیمار خارج شده و فشار دست به مدت 10 دقیقه بر روی شریان ‏سوراخ شده صورت می گیرد تا خونریزی قطع شود.‏

 

اگرچه معمولاً عمل آنژیوگرافی بدون درد وناراحتی بیمار انجام میشود، با این حال ‏گاهاً درهنگام تزریق ماده حاجب احساس تهوع واستفراغ ویا گرمی به بیمار دست می ‏دهد كه سریعاً برطرف می شود. ‏

پس از انجام آنژیوگرافی بیمار به بخش منتقل شده و یك كیسه حاوی شن روی كشاله ‏ران به مدت 4-3 ساعت قرار داده می شود تا از خونریزی این ناحیه جلوگیری شود. ‏بیمار طی این مدت باید بی حركت برروی تخت بخوابد (بسته به نظر پزشك از 12-4 ‏ساعت). در صورتی كه اقدام خاصی از قبیل آنژیوپلاستی و یا عمل جراحی در نظر ‏نباشد ، روز بعد از عمل بیمار قابل ترخیص بوده و میتواند فعالیت معمول را داشته ‏باشد و استحمام بلامانع است.‏

عمل آنژیوگرافی با امكانات موجود كم خطر است با این حال در حدود 1 درصد از ‏موارد عوارضی نظیر خونریزی داخلی از محل برش شریانی ، حساسیت به ماده ‏حاجب ، آسیب عروق كرونری و… ایجاد می شود. درد در ناحیه آنژیوگرافی معمولا ‏خفیف بوده و به سرعت برطرف می شود . ضایعه پوستی خاصی در محل آنژیوگرافی ‏باقی نمی باشد.‏

یادآور می شود كه آنژیوگرافی صرفاً یك روش تشخیصی بوده و منجر به باز شدن ‏عروق نمی شود. بر اساس ضایعات عروقی مشاهده شده در آنژیوگرافی ممكن است ‏آنژیوپلاستی، عمل جراحی ‏‎(CABG)‎‏ و یا درمان دارویی انتخاب شود. ممكن است ‏درصورت مناسب بودن شرایط، عمل آنژیوپلاستی بلافاصله بعداز آنژیوگرافی (یعنی در ‏همان جلسه ) انجام شود
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 10:58 قبل از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 

دستگاه گردش خون شامل قلب به عنوان پمپ‌کننده شبکه عروق خونی و خون می‌باشدکه وظیفه آن رساندن خون حاوی اکسیژن و مواد غذایی به سلول‌های بدن می‌باشد.

کاهش علائم حیاتی بدن به دلایل مختلف بلافاصله بعد از آسیب و یا با تأخیر که بر اثر ناتوانی دستگاه گردش خون در رساندن کافی به اعضای بدن، ایجاد مي‌شود را شوک گویند که از یک ضعف تا یک وضعیت کشنده بر اثر آسیب شدید، متغیر است. در این حالت چون خون کافی به اعضای بدن نمي‌رسد، بدن شروع به مقابله با وضع موجود (کاهش خون‌رسانی) مي‌کند. دفاع بدن در این حالت به صورتی است که باید حداکثر خون به اعضاء حیاتی مثل مغز و قلب رسیده و در مقابل به اعضاء کم اهمیت‌تر مثل پوست، روده و عضلات خون کمتری برسد زیرا که سلامت قلب و مغز ضروری‌تر است و “در حقیقت شوک دفاع بدن در برابر کاهش خون‌رسانی است”.

این اختلال به سه دلیل مي‌تواند بروز و یا پیشرفت کند:

۱. کاهش قدرت قلب ۲. تغییر ناگهانی قطر رگ‌های خونی ۳. ناکافی بودن حجم مایع داخل عروقی

تقسيم‌بندي انواع شوك

شوك ناشي از كاهش حجم خون (هايپوولميك) - خونريزي
- از دست رفتن مايعات
(غيرخونريزي مثل اسهال و استفراغ)
شوك توزيعي - شوك عصبي
- شوك رواني (غش)
- شوك عفوني
- شوك آنافيلاكتيك
شوك قلبي - سكته قلبي
- انسداد داخل يا خارج قلبي گردش خون

۱. شوک کاهش حجم خون(هایپوولمیک):

۶۰% وزن بدن انسان را مایعات تشکیل مي‌دهد. از بین رفتن ۱۰% این حجم با مکانیسم‌های جبرانی، جبران مي‌شود ولی اگر حجم خون در گردش، ۲۵-۲۰ درصد کاهش یابد، مکانیسم‌های جبرانی قادر به جبران نبوده و شوک هیپوولمیک رخ مي‌دهد. این نوع شوک از شایع‌ترین علل شوک مي‌باشد که مي‌تواند به عللی مثل اسهال، استفراغ، تعریق شدید، کم آبی، خونریزی داخلی و خارجی، سوختگی وسیع و وقايع حاد داخل شکم مثل پاره شدن آپاندیس ایجاد شود.

۲. شوک ناشی از اختلال کارکرد قلب(کاردیوژنیک):

شایع‌ترین علت آن بیماری‌هایی نظیر سکته قلبی، صدمات قلبی، پرفشاری عروقی در ریه، تنگی دریچه آئورت مي‌باشد که ۱۰۰- ۹۰ درصد بیماران دارای شوک قلبی مي‌میرند.

۳. شوک ناشی از تغییرات قطر عروق(وازوژنیک):

در این شوک، جریان خون بافت‌های بدن طبیعی بوده ولی به دلیل ترشح واسطه‌های شیمیایی که منجر به اختلال در نفوذپذیری و انقباض عروق مي‌شود، حجم خون در گردش کم به نظر مي‌رسد. این نوع شوک بر اثر عوامل زیر ممکن است بروز کند:

الف) شوک عصبی(نوروژنیک)

بر اثر آسیب‌های نخاعی، ضربه محکم به ستون فقرات یا سر و ایجاد درد و درک آن توسط سیستم عصبی و نهایتاً گشاد شدن ناگهانی عروق و سقوط شدید فشارخون، ایجاد مي‌شود.

ب) شوک روانی(سایکوژنیک)

به علت اختلال موقت و گذرای خون‌رسانی به مغز برای چند لحظه ایجاد مي‌شود مثل شنیدن خبر ناگهانی، خستگی مفرط، ایستادن طولانی و … .

ج) شوک عفونی( سپتیک)

شایع‌ترین و مهم‌ترین نوع شوک وازوژنیک است که ارگانیسم‌های بیماری‌زا با آزاد کردن سم در تمام بافت‌های بدن از طریق افزایش نفوذپذیری عروق و اتساع آنها و اختلال در کارکرد قلب، موجب بروز این شوک مي‌شوند. مرگ و میر در شوک عفونی پیشرفته زیاد است(حدود ۵۰ درصد) که اکثراً به دلیل کاهش شدید فشارخون و نارسایی چند عضو اتفاق مي‌افتد.

د) شوک حساسیتی(آنافیلاکتیک)*

علائم شوك:

در مراحل مختلف شوك و انواعي از شوك نظير شوك عفوني يا حساسيتي نشانه‌ها و علائم متفاوتند ولي به طور كلي علائم شوك عبارتند از :
رنگ‌پريدگي پوست- پوست سرد و مرطوب- نبض تند و ضعيف- تنفس تند و سطحي- كاهش فشارخون(علامت ديررس)- كاهش درجه حرارت بدن- مردمك‌هاي گشاد- تهوع و استفراغ- اضطراب- بي‌قراري- كاهش سطح هوشياري يا بيهوشي- تشنگي- گيجي و منگي.

كمك‌هاي اوليه :

بهترين درمان شوك پيشگيري از آن است. بنابراين اگر براي كسي حادثه‌اي اتفاق افتاده (مثلاً تصادف كرده) كه احتمال مي‌دهيد دچار شوك شود ولي هنوز علائم شوك را نشان نمي‌دهد، با اين حال اقدامات درماني شوك را در مورد وي اجرا كنيد تا دچار شوك نشود.
اين اقدامات عبارتند از :
۱- كنترل و باز نگه داشتن راه‌هاي هوايي مصدوم و جلوگيري از آسپيره كردن مواد استفراغي.
۲- دادن اكسيژن.
۳- كنترل خونريزي.
۴- آتل‌بندي محل شكستگي.
۵- مريض را به پشت دراز كرده و پاهايش را حدود ۳۰- ۲۰ سانتي‌متر بلند كنيد. نكته مهم اينكه اگر با اين كار تنفس مصدوم مشكل شد فوراً پاها را پائين بياوريد و يا اگر احتمال شكستگي پا يا ستون فقرات مي‌رود، پاها را بلند نكنيد.
۶- جلوگيري از دفع حرارت بدن مصدوم به وسيله پيچيدن وي درون پتو يا لحاف يا هر چيز مشابه آن، توجه داشته باشيد كه با حرارت خارجي (بخاري) مصدوم را گرم نكنيد.
۷- درصورتي كه مصدوم بيهوش نبوده و استفراغ ندارد به او مايعات بدهيد.
۸- كنترل علائم حياتي را هر ۵ دقيقه يك بار به عمل آوريد.

واكنش حساسيتي شديد (شوك آنافيلاكتيك)

اغلب مردم فكر مي‌كنند حساسيت تنها باعث التهاب، خارش يا ديگر مشكلات كوتاه مدت مي‌شود كه با رفع عامل ايجادكننده برطرف مي‌گردند ولي واكنش‌هاي شديدتري به بعضي مواد خوراكي يا تزريقي وجود دارد كه شوك آنافيلاكتيك ناميده مي‌شود. اين شوك مي‌تواند در عرض چند دقيقه يا حتي چند ثانيه ايجاد شده و اگر فوراً درمان نشود مي‌تواند به مرگ بيانجامد. بعضي خوراكي‌هاي خاص مانند آجيل، صدف، ماهي يا بعضي داروها مانند پني‌سيلين خوراكي، نيش زنبور عسل يا زنبور قرمز، تزريق داروهايي مانند پني‌سيلين يا واكسن كزاز مي‌توانند در افراد حساس باعث واكنش‌هاي شديد و سريع شوند. تقريباً يك درصد مردم حساسيت شديدي نسبت به نيش حشرات دارند.
پاسخ حساسيتي شديد (شوك آنافيلاكتيك) زماني ايجاد مي‌شود كه فرد با ماده حساسيت‌زايي برخورد كند و قبلاً نيز سابقه برخورد با آن را داشته و بدن فرد آن را به عنوان مهاجم بشناسد. در اين صورت پادتني به نام IgE توليد مي‌گردد. سپس پادتن‌ها و دفاع ميزبان با ماده حساسيت‌زا كه براي بار دوم وارد بدن شده، برخورد كرده و مواد شيميايي(مانند هيستامين) آزاد مي‌شوند. اين مواد در ريه‌ها، عروق خوني، روده‌ها و پوست اثرات ناخوشايندي را ايجاد مي‌كنند. اين شوك يكي از شرايط تهديدكننده حيات به شمار مي‌آيد. ۸۰-۶۰% مرگ‌هاي ناشي از شوك آنافيلاكتيك به علت ناتواني در تنفس مي‌باشد و علت آن تورم و انسداد راه‌هاي هوايي است. علت دوم اين مرگ‌ها (حدود ۲۴% مرگ‌ها)، شوك است كه به علت كافي نبودن خون در گردش مي‌باشد.

علائم و نشانه‌هاي شوك آنافيلاكتيك:

سرفه، عطسه، خس‌خس صدا تورم صورت، زبان و دهان تنفس دشوار تهوع و استفراغ سفتي و تورم گلو سرگيجه
خارش و سوزش شديد انقباض عضلات شكم(كرامپ شكمي)
بثورات يا كهير پوستي متمايل به آبي شدن (سيانوز) اطراف لب‌ها و دهان
در شوك حساسيتي علاوه بر انجام ساير كمك‌هاي اوليه شوك، تزريق آدرنالين(اپي‌نفرين) توسط امدادگران مجاز است.

علل شوک حساسیتی
پنی‌سیلین و مشتقات آن از شایعترین علت شوک آنافیلاکتیک بوده و پس از آن مار گزیدگی و خصوصا زنبور ‌گزیدگی قرار دارند. شایعترین علت شوک آنافیلاکتیک پنی‌سیلین (و سایر داروها) ، غذاها (بادام زمینی ،تخم مرغ ، غذاهای دریایی و شیر) ، عصاره گرده ، لاستیک و سم حشرات می‌باشند. شوک حساسیتی در اثر عکس العمل شدید بدن به مواد حساسیت‌زا ایجاد می‌شود و بسیار خطرناک است. انواع گوناگونی از مواد می‌توانند حساسیت‌زا باشند.

مثلاً موی گربه حساسیت‌زا است. شخصی که نسبت به موی گربه حساسیت داشته باشد، هرگاه گربه‌ای در نزدیکی آن باشد عطسه کرده و احساس خارش می‌کند. این واکنش ، بسیار جزئی است. در مورد نیش زنبور ، بعضی اشخاص تنها واکنشی که از خود نشان می دهند، احساس درد و تورم در ناحیه نیش زنبور است. بعضی از افراد نیز واکنشهای شدیدتری از خود نشان می‌دهند و یا دچار شوک حساسیتی می‌شوند. در این نوع شوک ، ماده حساسیت‌زا باعث می‌شود که رگهای خونی سریع متسع شوند و فشار خون کاهش یابد. همچنین بافتهایی که در مسیر دستگاه تنفس قرار دارند، ورم می‌کنند و مجاری تنفسی را مسدود می‌نمایند.

عوامل حساسیت‌زا
نیش حشرات: نیش زنبور عسل و زنبورهای سرخ ایجاد حساسیت سریع و حاد می‌کنند.
مواد خوراکی: مانند میوه با دانه های روغنی ، ادویه ، میوه‌هایی مانند(خانواده توت) ، ماهی ، صدف و بعضی از داروها ، ایجاد حساسیت می‌کنند. در اکثر موارد این نوع حساسیت خفیفتر از حساسیت نیش حشرات است.
مواد استنشاقی : گرد و خاک ، گرده گل و پودرهای شیمیایی اکثراً حساسیت شدید و حادی ایجاد می‌کنند.
مواد تزریقی : داروهایی مانند پنی سیلین ایجاد حساسیت شدید می‌کنند.
مواد جذبی : تماس بعض از مواد شیمیایی با پوست بدن ، حساسیتهای شدیدی ایجاد می‌کند. این نوع شوک را نمی‌توان دقیقاً پیش بینی کرد.
علائم شوک حساسیتی
سطح هوشیاری : بی‌قراری که معمولاً به دنبال آن غش و بیهوشی پیش می‌آید.
تنفس: مشکل می‌شود و با خس‌خس سینه همراه است.
نبض: تند و ضعیف می‌شود و یا کاملاً نامحسوس است.
فشار خون : در ابتدا بالاتر از حد طبیعی است ولی ممکن است بعداً تا حدی که ایجاد شک کند کاهش یابد.
پوست: آثار حساسیت به صورت قرمزی و کهیر بر روی آن مشخص می‌شوند.
صورت: زبان و صورت ورم می‌کند، لبها کبود شده اطراف زبان و دهان بی‌رنگ می‌شوند.
استفراغ
تورم مچ پا و مچ دست

بیمار مبتلا به شوک حساسیتی معمولا از موارد زیر شکایت می‌کند:
خارش و سوزش پوست خصوصاً پوست صورت ، سینه و پشت
انقباض دردناک سینه و سختی تنفس
سرگیجه
بیقراری و آشفتگی
حالت تهوع ، دل درد و یا اسهال
سردرد
عطسه ، خارش ، احساس مرگ و خشونت صدا ممکن است علائم آغازگر شوک باشند.
این نوع شوک ، موقعیت خطرناک و اورژانسی است که برای جلوگیری از واکنشهای حاد احتیاج به تزریق دارو دارد.

درمان شوک حساسیتی
قبل از هر چیز عامل حساست‌زا باید شناخته شده و تماس با آن قطع شود.
اقدامات اولیه شامل اقدامات اصول احیا (BLS) است. مجرای تنفسی بیمار را باز نموده و اقدام به تنفس مصنوعی یا CPR نمایید.
اکسیژن خالص (با غلظت بالا) به مصدوم برسانید و اقدام به درمان شوک نمایید.
مصدوم را فوراً به مراکز پزشکی برسانید اگر مصدوم بیهوش نیست، او را به حالت طاق باز و یا به پهلو بخوابانید. در صورت آگاهی از ماده آلرژی‌زا و یا علت حساسیت (مثلاً نیش حشرات و غیره ) به کادر پزشکی نیز اطلاع دهید. ضمن انتقال مصدوم ، اصول اولیه احیاء را انجام دهید.

از مصدوم بپرسید که آیا به ماده خاصی حساسیت دارد یا خیر، از جمله حساسیت نسبت به بعضی از غذاها ، عوامل محیطی ، بعضی از داروها و دیگر عوامل. عوامل نامشخص از طریق واکنشی که مصدوم نشان می‌دهد، مشخص می‌شوند. مصدومینی که نسبت به بعضی عوامل ، واکنش شدید از خود نشان می‌دهند، در صورت تماس با آن عوامل ، باید فوراً داروهای لازم را مصرف کنند.

اولین داروی تزریقی جهت درمان شوک حساسیتی آمپول اپی نفرین است که حدود ۰.۰۱mg/kg و حداکثر تا ۰.۳ میلیگرم به صورت زیر جلدی تزریق می‌شود. داروهای بعدی عبارتند از آمپولهای ضد حساسیت مثل کلرفنیرامین که داخل رگ تزریق می‌شود. داروهای گشاد کننده راههای هوایی مثل آمینوفیلین و داروهای تعدیل کننده سیستم ایمنی مثل هیدرو کورتیزون نیز استفاده می‌شوند. شروع دادن مایع داخل رگی مثل سرم رینگرلاکتات نیز اهمیت زیادی دارند.

شوک ناشي از برخي بيماري هاي نسبتا شايع دوران کودکي است از جمله : گاسترو آنتريت ديابت مليتوس ، تروما عفونت و خوردن اتفاقي دارو .

نکته : بهترين نتايج باليني شوک بستگي به تشخيص زودرس و درمان مناسب و سريع دارد . در شيرخوار کودک ، ميوکارد بافت انقباضي کمتري دارد ، افزايش نياز به برون ده قلب ، ابتدا با افزايش تعداد ضربان قلب توسط مکانيسم هاي عصبي برآورده مي شود ، در کودک بزرگتر يا فرد بزرگسال ، زياد شدن حجم ضربه اي به طور بسيار کارآمدي ، برون ده قلب را افزايش مي دهد .

بررسي :

توجهات پرستاري در شوک کودکان بايد روي سيتسم قلبي تنفسي و نورولوژيک متمرکز شود .

تغيير سطح هوشياري از اولين عواملي است که نشان دهنده وخيم تر شدن شرايط مي باشد .

تشخيص به موقع و درمان سريع شوک در نوزادان و کودکان ميزان مرگ و مير را کاهش مي دهد . در درجه اول بايد از باز بودن راه هوايي مطمئن شويم و بيمار را از نظر تنفسي مانيتورينگ کنيم . همچنين بايد از باز شدن ريه در زمان تنفس اطمينان حاصل شود . جريان خون مرکزي بوسيله چک کردن نبض هاي فمورال ،براکيال يا کاروتيد بررسي شود .

شوک هيپوليک :

شايع ترين علت شوک در کودکان بوده و علل آن عبارتند از : اتلاف خون، کاهش مايعات و الکتروليت هاي بدن به دنبال استفراغ و اسهال ، از دست دادن مايع به داخل فضاي سوم که ناشي از سندرم هاي نشت مويرگي است .

با مشاهده هيپوتانسيون و تاکي کاردي و عدم وجود علائم نارسايي قلب ( مانند هپاتومگالي ، رال ، ادم ، اتساع وريدهای ژوگولر یا گالوپ ) یا سپت سمی (تب ، لوکوسیتوز ، یا کانون عفونت) می توان شوک هیپولمیک را از سایر علل شوک افتراق داد .

بهبود شوک هیپولمیک به شدت هیپولمی ، وضعیت قلبی بیمار و تشخیص و درمان سریع وابسته است. پیش آگهی شوک هیپولمیک بدون عارضه خوب بوده و مرگ و میر آن کمتر از ۱۰ درصد می باشد . مکانیسم های جبرانی در شوک هیپولمیک عبارتند از : افزایش فعالیت سمپاتیک و آدرنال که سبب افزایش تعداد ضربان قلب و قدرت انقباض میوکارد می گردند .

کودکان با تشخیص شوک ها یپولمیک نیاز به بررسی علائم حیاتی ، چک کردنBP هر ۱۵ تا ۶۰ دقیقه است . رنگ و تورگور پوستی ، درجه حرارت نیز باید مرتبا چک شود . فونتانل قدامی نیز باید از نظر تورفتگی یا برجستگی بررسی شود یک فونتانل تو رفته ممکن است دلیل بر کم آبی کودک باشد .از طرفی برجسته بودن فونتانل معمولا نشان دهنده سطح کافی مایعات بدن است . به علاوه پرستار باید مرتبا علائم نورولوژیک بیمار را بسنجد . کاهش سطح هوشیاری باید سریعا گزارش شود پرستار باید مرتبا قلب و ریه های بیمار را سمع کند و نبض های محیطی را لمس کند زمان پر شدن مجدد مویرگی ، چسبندگی غشاءهای موکوسی و تونوسیته و قدرت عضلات چک شود ، میزان برون ده ادراری بررسی شود اگر کودک اسهال دارد باید کیسه ادراری یا سوندفولی استفاده شود شکم لمس شود صداهای روده سمع گردد ، صدمه شکم باید رد شود ، هر نوع صدمه یا ترومای وارد آمده به شکم باید سریعا گزارش شود .

شوک توزیعی ( منتشر ):

اختلالات توزیع خون ممکن است باعث عدم تکافوی شدید خون رسانی بافتی ، حتی در صورت طبیعی یا بالا بودن برون ده قلبی شود این موارد توزیع غلط جریان معمولا ناشی از اختلالات در تونوس است . شوک سپتیک شایع ترین شوک توزیعی در کودکان است و معمولا عارضه سپتی سمی باکتری های گرم منفی و گرم مثبت و نیز عفونت ناشی از ریکتزیا و ویروس ها است . این بیماران معمولا تب ، خواب آلودگی ، پتشی ، و پورپورا داشته و یک کانون عفونی در بدنشان یافت می شود . علامت اولیه شوک توزیعی یا منتشر افزایش درجه بدن ( هایپر ترمی ) یا کاهش درجه بدن ( هایپو ترمی ) می باشد . در جه حرارت باید هر یک تا دو ساعت کنترل شود . در شوک زودرس ( فاز هایپر دینامیک ) پوست معمولا گرم و براق می شود . در شوک دیر رس ( فاز هایپو دینامیک ) پوست معمولا سرد و خاکستری میشود .

یک استثنا وجود دارد که در صدمه به طناب نخاعی اتفاق می افتد و بدن نمی تواند در درجه حرارت نرمال قرار گیرد . شوک با هر اتیولوژی که باشد و به هر دلیلی که اتفاق بیافتد ممکن است باعث اختلال در عملکرد گرد ش خون شود در نتیجه عملکرد فاکتورهای انعقادی خون و پلاکت ها مختل می شود بنابراین پرستاران باید به دقت پوست بیمار را از نظر پتشی تراوش خون از لاین های تهاجمی ، صدمه پورپورا بررسی کنند . وجود پتشی های پراکنده روی پوست ممکن است نشان دهنده یک سبسیس شدید باشد در کودکان کاهش فشار خون یک نشانه دیر رس در انواع مختلف شوک می باشد .

شوک کاردیوژنیک :

این نوع شوک ناشی از اختلال کارکرد میوکارد بوده و به صورت تضعیف قدرت انقباضی و برون ده قلب و خون رسانی نا کافی بافتی خود را نشان می دهد . شوک کاردیوژنیک اولیه در کودکانی که بیماری مادرزادی قلب دارند رخ می دهد در اکثر بیمارانی که بیماری مادرزادی قلبی دارند ( به غیر از سندروم قلب چپ هیپوپلاستیک ) نارسایی قلبی پیش از شوک کاردیوژنیک ایجاد می شود. کودکان با شوک کاردیوژنیک باید از نظر قلبی و تنفسی مانیتورینگ شوند و صداهای قلبی و ریوی سمع شود ، کبد باید دق شود و سایز آن سنجیده شود . تنفس کودک باید برر سی شود ، ادم دور چشم یا ادم محیطی ممکن است اتفاق بیافتد ، چک مرتب نبض های محیطی و پر شدن مجدد مویرگی بسیار مهم است .

شوک انسدادی :

علت اصلی انسداد تامپوناد قلبی است . از نظر بالینی هرگاه در زمینه تروما یا جراحی اخیر قلب فشار نبض مریض کاهش یافته ، صداهای قلبی گنگ شده ؛ قلب در دق یا کلیشه رادیوگرافی بزرگ شده ، یا انفکاک مکانیکی ، الکتریکی وجود داشته باید به تامپوناد شک کرد ، درمان شامل برطرف کردن انسداد به وسیله آسپیراسیون سوزنی فوری فضای پریکارد است .

نکته : اکوکاردیوگرافی ممکن است تشخیص دهنده باشد لیکن آسپیراسیون سوزنی را نباید به تاخیر انداخت .

شوک انفکاکی :

این اصطلاح حالتی را توضیح می دهد که در آن خونرسانی بافتی طبیعی بوده اما اکسیژن نمی تواند به وسیله سلول ها استفاده شود مانند مسمومیت با مونو اکسید کربن یا مت هموگلوبینمی

طبقه بندی شوک و اتیولوژی آن

نوع

اختلال اولیه در گردش خون

اتیولوژی شایع

شوک هیپوولمیک

کاهش حجم خون در گردش

خونریزی ، اسهال ، دیابت بی مزه ، دیابت قندی ، سوختگی ، سندرم آدرنوژینال ، سندرم نشت مویرگی ،

شوک توزیعی

اتساع عروق موجب احتباس خون در ورید ها شده که در نهایت منجر به کاهش پیش بار می گردد . توزیع کاهش قدرت انقباض قلب

سپتی سمی ، آنافیلاکسی ، آسیب به CNS یا نخاع ، مسمویت دارویی

شوک کاردیوژنیک

کاهش قدرت انقباض قلب

بیماری های مادرزادی قلب ، نارسایی شدید قلب ، آریتمی ، آسیب هیپوکسیک – ایسکمیک ، کاردیومیوپاتی، اختلالات متابولیک ، میوکاردیت ، مسمومیت دارویی ، بیماری کاواساکی

شوک انسدادی

انسداد مکانیکی در برابر جریان خروجی بطن

تامپوناد قلبی ، آمبولی حجیم ریوی ، پنوموتوراکس فشاری ، تومور قلبی

شوک انفکاکی

اکسیژن از هموگلوبین آزاد نمی شود

مسمومیت با مونواکسید کربن ، مت هموگلوبینمی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 10:54 قبل از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 

خون داخل سیاهرگهای عمقی گاهاً در شرایط بی حركتی طولانی بعلت تجمع و ساكن ‏بودن در این شرایط مستعد تشكیل لخته می شود. مسافرت طولانی مدت با وسایل نقلیه، ‏بستری در بیمارستان مخصوصاً بعد از عمل جراحی و یا شكستگی اندام تحتانی عوامل ‏خطرساز می باشند. برخی از افراد به صورت ژنتیكی استعداد به تشكیل لخته های وریدی ‏دارند و ضمناً برخی داروها از قبیل داروهای ضدبارداری خوراكی با افزایش خطر این ‏عارضه همراه می باشند. ‏

تشكیل لخته وریدی اندام تحتانی( ‏DVT‏ )با درد و تورم و گرمی اندام تحتانی مبتلا همراه ‏بوده و معمولاً عضلات پا سفت شده و پوست ملتهب به نظر می رسد. در صورت ایجاد ‏این علایم فرد مبتلا باید از ایستادن برروی پا پرهیز كرده و اندام درگیر شده بی حركت ‏حفظ شود. مراجعه فوری به بیمارستان الزامی است. بیمار معمولاً برای یك هفته در ‏بیمارستان بستری شده واز داروهای ضد انعقادی استفاده می شود. در اغلب موارد داروی ‏وارفارین برای مدت 6-3 ماه توصیه می شود. ‏

خطرناكترین عارضه ایجاد شده براثر تشكیل لخته های وریدی كنده شدن لخته می باشد. ‏لخته كنده شده از طریق سیاهرگ های بزرگ و پس از عبور از حفره های راست قلب ‏وارد سرخرگ ریوی شده ودر این سرخرگها گیر كرده و منجر به انسداد آنها می شود. ‏این عارضه خطرناك كه اصطلاحاً آمبولی ریه نام دارد با تنگی نفس ناگهانی و گاهاً درد ‏قفسه سینه و یا غش (سنكوپ) همراه افت فشار خون تظاهر می یابد. بیمار مبتلا باید در ‏بخش ویژه بستری شده و داروهای ضد انعقادی سریعاً تزریق شوند. گاهاً در صورت ‏وجود لخته های بزرگ در شریان ریوی استفاده از داروهای حل كننده لخته لازم می ‏باشد. عمل جراحی باز قفسه سینه برای خارج كردن لخته در تعداد بسیار كمی از مراكز ‏درمانی كشور به صورت اورژانسی انجام می شود. بیمار حداقل یك هفته در بیمارستان ‏بستری بوده و در صورت بهبود وضعیت بالینی با توصیه به مصرف وارفارین برای حداقل 6 ‏ماه مرخص می شود
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 10:50 قبل از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 

خونريزي‌ داخل‌ حفرات‌ بدن‌ مي‌تواند به‌ دنبال‌ يك‌ آسيب‌ (مثل‌ شكستگي‌ يا جراحت‌ نافذ) روي‌ دهد ولي‌ ممكن‌ است‌ به‌ صورت‌ خودبه‌خودي‌ هم‌ اتفاق‌ بيفتد (مثلاً خونريزي‌ از زخم‌ معده‌). مهم‌ترين‌ خطر خونريزي‌ داخلي‌، شوك‌ است‌. به‌علاوه‌، خون‌ مي‌تواند در اطراف‌ اعضايي‌ مثل‌ ريه‌ها يا مغز تجمع‌ كند و فشار تخريب‌كننده‌اي‌ بر آنها اعمال‌ كند. در صورتي‌ كه‌ در يك‌ بيمار، نشانه‌هاي‌ شوك‌ بدون‌ وجود خونريزي‌ آشكار بارز شده‌ باشند، بايد به‌ خونريزي‌ داخلي‌ مشكوك‌ شويد. به‌ دنبال‌ خونريزي‌ از سوراخ‌هاي‌ بدن‌ (گوش‌، دهان‌، پيشابراه‌ يا مقعد) بگرديد.

 

 

تشخيص‌

در ابتدا، پوست‌ رنگ‌پريده‌، سرد و مرطوب‌ است‌. با ادامه‌ خونريزي‌، رنگ‌ پوست‌ ممكن‌ است‌ به‌ آبي‌ ـ خاكستري‌ (سيانوز) تغيير پيدا كند.

نبض‌ سريع‌ و ضعيف‌

تشنگي‌

تنفس‌ سريع‌ و كم‌عمق‌

منگي‌، بي‌قراري‌ و تحريك‌پذيري‌

امكان‌ دارد بيمار از حال‌ برود يا بي‌هوش‌ شود.

خونريزي‌ از سوراخ‌هاي‌ بدن‌

در موارد آسيب‌هاي‌ شديد و خشونت‌بار «الگوي‌ كبودشدگي‌» (ناحيه‌اي‌ از پوست‌ دچار تغيير رنگ‌ كه‌ از نظر شكل‌ با طرح‌ لباس‌، اشياي‌ له‌كننده‌ يا ابزارهاي‌ مهاركننده‌ [ مثل‌ كمربند ايمني‌ ] مطابقت‌ دارد) قابل‌ مشاهده‌ است‌.

درد

اطلاعاتي‌ از بيمار كه‌ حكايت‌ از آسيب‌ يا بيماري‌ اخير دارد؛ داشتن‌ سابقه‌ از حادثه‌ خونريزي‌ داخلي‌ مشابه‌؛ يا استفاده‌ از داروها براي‌ كنترل‌ كردن‌ بيماري‌هاي‌ طبي‌ مثل‌ ترومبوز (در اين‌ وضعيت‌، لخته‌هاي‌ ناخواسته‌اي‌ در رگ‌هاي‌ خوني‌ تشكيل‌ مي‌شود).

 

نشانه‌هاي‌ احتمالي‌ خونريزي‌ داخلي‌

(جدول)

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 10:49 قبل از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان | 
ایجا قصد ندارم بدیهیات را شرح دهم و وقت گرانبهای دوستان را بگیرم . فقط چند موردی را ذاکر می شوم که دارند روی وجدان سنگینی می کند . همه می دانیم که خواب شبانه برای تجدید قوای جسمی و روانی چقدر مهم است تا آنجا که بعضی از محققین به هیچ وجه بیدار ماندن در ساعت هایی که به طور بیولوژیک در بدن برای خواب تنظیم شده اند را توصیه نمی کنند چه برسد به اینکه کار پر استرس و سنگین از نظر جسمی و روحی را انجام دهند که معمولا برخی از افراد در زمان کار روزانه از آن گریزانند . و اما ظلمی که به ما می رود فراتر از اینهاست خوب عجله نکنید عرض خواهم کرد : 1_ افراد معمولا وقتی صبح از خواب بیدار می شوند سرشار از انرژی هستند و با خوردن صبحانه همراه با خانواده این انرژی چندین برابر می شود و افراد این انرژی را با خود به محل کار می برند ساعتهای کار روزانه 8 یا 12 ساعت ، سر و کله زدن با ارباب رجوع و یا سر و کار داشتن با دستگاههای دقیق و یا کار های ساده جسمانی این انرژی را به تدریج تحلیل می برد و فرد را برای خواب و استراحت شبانه اماده می سازد . اما ایجا تازه شروع مشکل تکنیسینهاست آنها هم مثل بقیه افراد 12 ساعت کار پر استرس را تجربه کرده اند و درست موقعی که قوای جسمی و روانی آنها تحلیل رفته و نیاز به استراحت دارند باید 12 ساعت دیکر به کار ادامه دهند 12 ساعتی که از ساعت 8 شب تا 8 فردا صبح است خودتان بقیه اش را بخوانید . . . 2- آن موضوع اول را جمع کنید با این دومی که آن اقای تکنیسین 115 که در بالا گفتیم می خواهد در شرایطی که برای استراحت امن نیست { یعنی دارای استرس برای اعلام ماموریت } بخوابد با آنهمه خستگی سر بر بالین گذاشته ، پلکش سنگین شده ، ضربان قلبش آمده پایین و پایین تر و REM و NREM که تازه بیسیم منطقه پیج می کند آنهم نه یک بار و دوبار مثلا از 12 شب تا 8 صبح تقریبا بین 3 تا 5 بار و هر بار توقع این است که زیر یک دقیقه بیدار بشوی بیایی داخل آمبولانس آدرس بگیری و اعزام شوی . وای . . . و اما طبق تحقیات اخیر دانشمندان به این نتیجه رسیداند که بیدار شدن و خوابیدن های متوالی با عث مرگ سلول های مغزی ، مشکلات قلبی و عروقی ، مشکلات روانی مانند افسردگی و پیری زود رس خواهد شد و توصیه آنها به افرادی که در کار های امدادی مجبور به تحمل شیفت شب هستند کاهش زمان مدت شیفت های شبانه و نخوابید در طول آن و کاهش فاصله ها {اینتروال ها} بین دوره های کار و استراحت است . و اما در اورژانس تهران بعد گذشت بیش از 35 سال هنوز شیفت های کار 24 ساعت کار و 48 ساعت استراحت و به این ترتیب تکنیسین های 115 240 ساعت در ماه کار می کنند یعنی 65 ساعت اضافه کاری اجباری ، یعنی مرگ تدریجی . . . حالا باید چه کار کرد : آقای مسئول ، آقای دکتر که همه اینها را بهتر از من و بیشتر تز من می دانید شما که خودتان ساعت 4 بعد ظهر تشریف می برید منزل کمی نمی گویم دوستان ، نمی گویم همکارن ، به فکر زیر دستانتان باشید ما هم انسانیم و مثل شما همسر و فرزند داریم . لطف کنید ما را زیر این بار عظیم تنها نگذارید نمی گویم شق القمر کنید فقط کافی است تشریف ببرید کمی این طرف و آنطرف یک سرکی بکشید و استاندارد ها و تحقیقات افرادی را که سالها تحقیق کرده اند و مثل ما حقیقت را قربانی مصلحت نکردند ببینید آنوقت بیایید ما را هم نجات دهید و برای خود باقیات الصالحاتی ببرید که بسیار ارزشمند تر از متاع و میز زودگذر است
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 10:46 قبل از ظهر  توسط ٍسجاد همتیان |